back to top
خانهدیدگاه هاجمال صفری: عباس میرزا نایب السلطنه ازپیشروان اصلی تجدّد خواهی و...

جمال صفری: عباس میرزا نایب السلطنه ازپیشروان اصلی تجدّد خواهی و اصلاحات در ایران (بخش پنجم)

   توضیحات و مآخذ:‏

‏1 – جلال آل احمد « غرب زدگی» – – چاپ اول ۱۳۴۱ – صفحه 4۸‏

2- دکتر فریدون آدمیت « فکر آزادی و مقدّمَه نهضت مشروطیت »  انتشارات سخن -1340 –  صص 24 – 23  ‏

3 – پیشین  – ص 44  

4 – پیشین  – صص 58 – 57  

(5 )  تکمیل همایون: سپهسالار باید در تاریخ باز‌شناسی شود منبع: ماهنامه نسیم ‏بیداری انتشار بیست و سومین شماره ‏

(6) ایرج‎ ‎پارسی‎ ‎نژاد «درآمدی بر تجدد ادبی در ایران»  ‏‎ ‎سخنرانی‎ ‎در‎ ‎جلسۀ سخنرانی‎ ‎ماهانۀ ‏نشرفرزان – یکشنبه 22 د یماه 1391– مجله بخارا سال پانزدهم ، شماره 91- بهمن و اسفند   1391 – صص 54 – 50

(7) –  ناصر تکمیل همایون « تلاش مصدق  در استقرار  نظام  مشروطیت» – مجلۀ بخارا – ‏شماره 86 ، فروردین و اردیبهشت 1391 – صص 489 – 488 ‏

8 – سید جواد طباطبایی، مکتب تبریز و مبانی تجدّد خواهی، انتشارات ستوده،- چاپ اوّل – 1385 -صص   139 – 131 

9 – پیشین – صص  ۲۰۷-۲۰۶ 

10 – دكتر كریم‌ مجتهدی‌ « عبّاس‌ میرزا و مسئلۀ‌ تجدّد» اوج‌ نگون‌ بختی‌ ایرانیان‌ با ‏طلوع‌ قرن‌ 19 – سایت :   کانون ایرانی پژهشگران فلسفه و حکمت 

http://www.iptra.ir/vdcjee8iqu.html

11 – فریده فرهمند زاده  :موانع اصلاحات عبّاس میرزا قاجار نایب السلطنه در بخش هاى دربار، سپاه و نهاد دین

12 – محمود پور شالچی قزاق ها ( عصر رضا شاه بر اساس اسناد وزارت خارجه فرانسه )، چاپ اوّل ، تهران : نشر فیروزه ، 1384 – ( صص 396 – 392 )

* ملك تاج خانم( نجم السلطنه)  مادر مصدّق، دختر فيروز ميرزا نصرت الدوله (اوّل) فرمانفرما پسر شانزدهم عبّاس ميرزا- نايب السلطنه- پسر دوّم فتحعلى شاه و عموى ناصرالدين شاه قاجار بود. مادر نجم السلطنه، حاجيه هما، دختر بهمن ميرزا ملقّب به بهاءالدوله پسر سى وهفتم فتحعلى شاه بود. .

13 – مهندس مهدی بازرگان « مدافعات» – نهضت آزادی  ایران ( خارج  از کشور) – 14 اسفند 1356 – صص 40 – 39 

« سياست عبّاس ميرزا ايجاد وحدت ملّي به شکل مدرن بود » 

 مسعود لقمان می نویسد: “محمدعلي بهمني قاجار” از نوادگان عبّاس ميرزا و دانش آموختۀ کارشناسي ارشد حقوق بشر دانشگاه تهران است. از ايشان تاکنون مقاله هاي پرشماري دربارۀ تاريخ و فرهنگ ايران منتشر شده است. وي همچنين دبير بخش حوزۀ تمدّن ايراني تارنماي انجمن پژوهشي ايرانشهر است. آنچه در پي مي آيد، حاصل گپ وگفت بخش ايرانيان روزنامۀ مردم سالاري  با وي دربارۀ عبّاس ميرزا و دستاوردهاي اوست.

– خواهشمندم در آغاز بفرماييد عبّاس ميرزا که بود؟

– “عبّاس ميرزا”، نايب السلطنه و وليعهد، فرزند فتحعلي  شاه قاجار و آسيه خانم دولّو، در پنجم شهريورماه 1168 خورشيدي، در قصبۀ نوا لاريجان زاده شد و با وجود اينکه پسر ارشد فتحعلي  شاه نبود، به وصيّت آقامحمدخان به دليل اينکه مادرش از طايفه دولّو قاجار بود، به ولايتعهدي انتخاب شد. 

عبّاس ميرزا فرمانده جنگ هاي ايران و روس نيز بود. جنگ هايي که منجر به بستن دو پيمان گلستان و ترکمانچاي و تجزيه بخش هاي بزرگي از ايران شد. 

– درباره اين جنگ ها بگوييد.

– عبّاس ميرزا، سال ها فرمانفرماي آذربايجان بود و فرماندهي قشون ايران در سال هاي 1218 تا 1228 قمري در جنگ هاي ايران و روس را نيز بر عهده داشت. در اين جنگ هاي 10 ساله در نبردهاي نظامي مهمي چون جنگ اوچ کليسا پيروز شد و توانست بارها مناطقي از ايران همچون ايروان، قره باغ، گنجه و شيروان را از روس ها پس بگيرد، ولي سرانجام از آنان به ويژه در نبرد سرنوشت ساز اصلاندوز شکست خورد. اين شکست آنچنان سنگين بود که پس از آن، ايران مجبور به پذيرش پيمان گلستان شد. پيماني که بر اساس آن قره باغ، باکو، شيروان، داغستان و گرجستان و… از ايران تجزيه گرديد.

عبّاس ميرزا پس از پيمان گلستان، درگير جنگ با عثمانيان شد که در اين نبرد پيروز شد و سپاه عثماني را درهم کوفت. سپس در شرايطي که قشون جديدي بر اساس الگوهاي اروپايي براي ايران ايجاد کرده بود، براي بازپس گيري سرزمين هاي از دست رفته ايران اقدام کرد. در اين جنگ ها که به دوره دوم جنگ هاي ايران و روس معروف است، ايران در مراحل ابتدايي به پيروزي هاي بزرگي دست يافت، ولي با رسيدن قشون روسيه به فرماندهي “پاسکويچ”، ايران شکست خورد و حتّي تبريز نيز سقوط کرد. به دنبال اين نبردها، ايران به پيمان ترکمانچاي تن داد که بر اساس آن افزون بر تجزيه ايروان، نخجوان، اردوباد و تالش از ميهنمان، دولت ايران، کاپيتولاسيون در مورد اتباع روسيه را نيز پذيرفت. 

– پس از پايان نبردهاي ايران و روس، آيا عباس ميرزا در جنگ هاي ديگري نيز شرکت جست؟

عباس ميرزا در سال هاي پاياني زندگيش به فرمانفرمايي خراسان انتخاب شد و براي نخستين  بار پس از کشته شدن نادر شاه، يعني پس از 90 سال، حاکميت دولت ايران بر خراسان مرکزي و باختري را به طور کامل تأمين کرد. وي همچنين با لشگرکشي به هرات تلاش کرد تا حاکميت ديرين ايران بر اين شهر را نيز اعمال کند، اما اجل به وي مهلت نداد. بيماري اش شدّت گرفت و وي را وادار به بازگشت به مشهد کرد و سرانجام نيز در سن 44 سالگي با زندگي بدرود گفت.

تاريخ درگذشت عباس ميرزا، سوم آبان ماه 1212 خورشيدي است. آرامگاه وي در صحن توسي امام رضا (ع) بود که در سفر اخيرم به مشهد اثري از آن نيافتم. البته گويا سنگ قبر آن را به موزه آستان قدس رضوي منتقل کرده اند. اينکه اينچنين، آرامگاه آناني که دل در گرو سربلندي ايران داشتند، ناپديد شود، امر بسيار ناخوشايندي است، اما از آنجا که آرامگاه سرداران ايران، نه خاک بلکه قلب ايرانيان است، از اين باب، مسئله چندان مهم جلوه نمي کند. 

به هر روي با درگذشت عبّاس ميرزا، برنامه دولت ايران براي دستيابي به سرحدّات خاوري  تاريخي ايران ناتمام ماند.

– سنتي که عبّاس ميرزا در ايران پايه ريخت، چه بود و چه دستاوردهايي براي ايرانيان داشت؟

– دستاوردهاي عبّاس ميرزا از دو جنبه قابل بررسي است; نخست به عنوان يک فرمانرواي سنتي مانند شاه   اسماعيل، شاه  تهماسب، شاه  عبّاس، نادر شاه و ديگران. وي در اين راستا تلاش کرد با حفاظت از حدود و ثغور ايران و نيز دادگري و آباداني و همچنين نشر علم و ادب از رويّۀ پادشاهان ساساني يا برخي سلاطين صفوي پيروي کند، اما اهميت عبّاس ميرزا به اين است که وي به نوعي پايه گذار تجّدد در ايران به شمار مي آيد. 

– اين تجدد چه ويژگي هايي دارد؟

– تجدد مدنظر عباس ميرزا دو خصوصيت عمده دارد. 

نخست اينکه وي با بهره از ابزارهاي مدرن، ساختار نظامي ايران را از نظر اسلحه و لباس و تدارکات و حتّي آرايش هاي نظامي، اروپايي کرد. همچنين به جاده سازي و شهرسازي با استفاده از اسلوب هاي اروپايي همت گماشت، اما مهم ترين اقدامي که عبّاس ميرزا در راستاي استفاده از ظواهر مدرنيسم و به عبارتي ديگر مدرنيزاسيون ايران انجام داد، آوردن ماشين چاپ به ايران بود که اين مهم، منجر به گسترش افکار جديد در ايران شد.

دومين ويژگي اين تجدد، اين بود که مدرن سازي ايران از جنبه هاي نظري و بنيادي نيز در دستور کار عبّاس ميرزا قرار داشت. وي براي اولين  بار دانشجو به اروپا فرستاد. هديه اين دانشجويان براي ايران، فکر آزادي و تجدد بود. براي نمونه هنگامي که “ميرزاصالح شيرازي” به انگلستان مي رود، مي گويد: در اينجا از غل و زنجير خبري نيست. رعيت آزاد است و امنيت دارد. اين افکار بود که تخم آزادي و تجدد را در ايران پاشاند. يا يکي ديگر از اين دانشجويان “ميرزاجعفرخان مشيرالدوله مهندس باشي” است. اين فرد بعدها عمر خود را وقف حفظ تماميت ارضي ايران کرد و در تمام کميسيون هاي مرزي با عثماني حضور داشت و با سرسختي و علم و استدلال از وجب به وجب آب و خاک ايران از جمله اروندرود و خرّمشهر دفاع کرد. دستاورد بزرگ عبّاس ميرزا در راستاي مدرن سازي ايران، پرورش چنين بزرگاني بود.

اقدام ديگر عباس ميرزا در راستاي مدرن سازي ايران، تلاش براي ايجاد دولت منظّم است. تلاشي که به نوعي الگوگيري از پطرکبير به شمار مي آمد. عبّاس ميرزا سعي کرد تا قدرت هاي محلّي را در برابر دولت مرکزي تضعيف و يک حاکميت واحد بر سرتاسر کشور اعمال کند. اين اقدام پايه اساسي تشکيل دولت-ملت مدرن است که بعدها در ايران بدان جامه عمل پو شانده شد. 

– آيا مي توانيد نمونه اي از اين کوشش ها را نيز ذکر کنيد؟

– بله! مثلا اقدامات عباس ميرزا در خراسان نقطۀ اوج چنين سياستي بود. خود وي در نامه اي به “محمدخان زنگنه”، اميرنظام آذربايجان در اين باره مي نويسد: “کارهاي خراسان که الحمدلله از شفقت خدا، نظم کامل گرفته و کلمۀ واحده شده. ديگر کرد و ترک و عرب و قرايي، لفظش موقوف شد. ما که شکر  گزاريم و انشاالله خدا هم زياد خواهد کرد.” سخنان عبّاس ميرزا نشان از سياست وي براي ايجاد وحدت ملي به شيوه مدرن آن دارد. وحدتي که در پرتو آن همه تعلقات قومي و قبيله اي در برابر تعلق به مليت ايراني يعني همان کلمه واحده مورد نظر عبّاس ميرزا، رنگ مي بازد.

البته وحدت ملي تنها با اعمال نظم يکسان صورت نمي گيرد، بلکه توسعه نيز ديگر رکن مهم آن است.  اين مهم نيز از ديد عبّاس ميرزا پنهان نيست. در همان نامه در ادامه توضيح سياست هاي خود در مورد خراسان مي گويد: “انشاءالله در نظر است که مرو را آباد کنيم و هزار خانوار مروي مشهد و دوهزار خانوار مروي که در شکيبان هرات سکنا دارند را کوچانده به مرو مأمور کنيم.” 

– شيوه عباس ميرزا در حکومت چگونه بود؟

– يکي از شيوه هاي عبّاس ميرزا در راستاي مدرن سازي ايران، از ميان بردن فاصله ميان حاکميت و مردم بود. عبّاس ميرزا، شکوه دستگاه سلطنت را در ارعاب مردم نمي دانست، بلکه اقتدار حکومت را در عدم ترس مردم از حاکمان و يکي شدن حکومت و مردم مي دانست. 

“ميرزاحسن خان گرانمايه” از رجال عصر ناصرالدين شاه در نامه اي به “مظفرالدين ميرزا”، وليعهد، در مورد اين وجه از سياست عبّاس ميرزا مي نويسد:  “نايب السلطنه (عبّاس ميرزا) طاب ثراه، وقتي که به سمت وليعهدي به آذربايجان آمد، ملوک طوايف و هر گوشه آذربايجان را پلنگ وحشي و بدوي و باقدرت تصاحب نموده بود. به مرور ايام و تدابير حکيمانه، آدم هاي عاقل به دور و بر خود از هر جاي ايران تطميع نموده، جمع کرد. همه آن ها را بر خود رام نمود و اولاد آن ها را شغل و منصب داده، تربيت فرموده و دختر از آن ها براي خود و اولادش گرفته و با همديگر وصلت نمود و روزبه روز بر عطوفتش افزود و خانه هاي آن ها مهمان رفت، زن و بچه هايشان را به حضور خود خوانده، انعام و احسان پدرانه درباره آن ها به عمل آورد. حتّي گاهي در ايام شکار و سياحت سرزده داخل خانه هاي رعيت شده، لمحه اي نشسته، نان و آب خواست. فرداً فرد از اهل خانه احوال پرسي فرمود. يکي را مادر اسم داد، يکي را خواهر نام گذاشت. بذل و بخشش درباره آن ها از چيت هاي فرنگي بود.” 

اين اقدام عبّاس ميرزا در حقيقت آن چيزي است که در علوم سياسي امروز انديشمنداني همچون ميشل فوکو از آن به دروني کردن قدرت ياد کرده اند. يعني قدرت به جاي اينکه از ترس و ارعاب ناشي شود، در مردم دروني شود. عبّاس ميرزا اقتدارش را با تسخير قلب هاي مردم به دست آورد و از اين رو بود که همين مردم به وي در پرداخت غرامت ايران به روسيه ياري کردند و بدين ترتيب آذربايجان از چنگال روسيه تزاري نجات پيدا کرد. عبّاس ميرزا اقتدار حکومت را نه در برابر رعيت که در برابر قشون روس و عثماني و برده فروشان شمال خراسان معنا کرد و با بريدن دست متجاوزان از سر مردم، به حاکميت آبرو و اعتبار داد. 

– هرچند عباس ميرزا سردار شکست خورده جنگ هاي ايران و روس بود، اما از او به نيکي ياد مي شود. علت چيست؟

– در اين باره ذکر نمونه اي تاريخي جالب توجه است. عباس ميرزا دوستي صميمي به نام “نظرعلي  خان” داشت. وي به دختر روستايي ارمني اي تجاوز کرد. دختر ارمني نيز به عبّاس ميرزا شکايت برد. عبّاس ميرزا با وجود دوستي نزديکي که با نظرعلي  خان داشت، دستور محاکمه او را داد و وي را اعدام کرد. عبّاس ميرزا بدين ترتيب فروتني در برابر مردم و اقتدار در برابر متجاوزان به حقوق مردم را در پيش گرفت و به دروني کردن قدرت پرداخت. راز محبوبيت عبّاس ميرزا با وجود شکست از روس ها در همين نکته است.  او به نمايندگي از ايران و مردم آن با دشمن متجاوز جنگيد و چون شکست او به دليل کمبود فاحش امکانات و مشکلات ساختاري ايران بود، اين شکست براي مردمش قابل توجيه بود و با وجود شکست، جاودانه شد.

* منبع:  گفت و گو نشریۀ مردمسالاری با “محمدعلي بهمني قاجار” –  « سياست عبّاس ميرزا ايجاد وحدت ملي به شکل مدرن بود » – شماره 2482 – 1389/08/01 –

٭   پی نوشت ها ایرج‎ ‎پارسی‎ ‎نژاد «درآمدی بر تجدد ادبی در ایران»  

1 –  ایرج پارسی نژاد، روشنگران ایرانی و نقد ادبی، تهران، 1380 ، ص 11

2-  Gay, Peter, the Enlightenment: An Interpretation, Wildwood House, 2 vols.

NewYork, 1966 – 69 . p.7

3 Blunt, W.S., Secret of the English Occupation of Egypt, London, 1903. p.82-85

4-  محبوبی اردکانی ، تاریخ موسسات تمدنی جدید در ایران ، ج 1 ، تهران ، 1370 ، ص 50

5 –  فریدون آدمیت، اندیشة ترقی و حکومت قانون در عصر سپهسالار ، تهران،

6 –  Rypka, Jan, History of Iranian Literature, Holland, 1968. p.369

7 – Browne, Edward B, Press and Poetry in Modern Persia, Cambridge, 1914. p.19

8 –  Rypka, Jan, History of Iranian Literature, Holland, 1968. p.324

9 –  میرزا فتحعلی آخوندزاده، مکتوبات کما لالدوله، نسخة خطی، کتابخان ة ملی ایران ، شمارة 1123 ، ورق 6.

میرزا آقاخان کرمانی، سه مکتوب، نسخۀ خطی، مجموع ة ادوارد براون، کتابخانۀ کمبریج، شمارة

L5 (9) 3V, 1688R

10 – ومحمدرضا شفیعی کدکنی، ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، تهران ، 1359 ، ص 35

11 –  محمدتقی بهار، «بهار و ادب فارسی » مجلۀ دانشگاه تهران ، 1297 ، ش 3/ ، تهران ، 1351 ص 392

٭    پی نوشت ها ‎   دكتر كریم‌ مجتهدی‌ « عبّاس‌ میرزا و مسئله‌ تجدّد»  

1 –  ‎مهدی‌ بامداد، شرح‌ رجال‌ ایران‌ در قرن‌ 12 و 13 و 14 هجری‌ ، تهران‌، زوار، 1357-1347، ‏ج‌ 2، ص‌ 215‏‎. ‎

2- 

‎2. P. Am. Jaubert. Voyage en armenie et en perse, pr‎إcإdإ‎ d’une notice sur ‎l’auteur par M. Sإdillot, paris, E. ‎ Ducrocq librairie, et ‎إditeur. P.115. ‎

‎3 – ‎همان‌ ، ص‌ 155‏‎. ‎

4 – ‎همان‌ ، ص‌ 151‏‎. ‎

5 –  ‎همان‌ ، ص‌ 152‏‎. ‎

6 – ‎همان‌‏‎ . ‎

7 –  ‎همان‌ ، ص‌ص‌ 99 و 200‏‎. ‎

8 – ‎همان‌ ، ص‌ 141‏‎. ‎

9 – ‎همان‌ ، ص‌ 313‏‎. ‎

10 – ‎اگوست‌ بُن‌ تان‌، سفرنامه‌، نامه‌های‌ یك‌ افسر فرانسوی‌ درباره‌ی‌ سفر كوتاهی‌ به‌ تركیه‌ و ایران‌ ‏در سال‌ 1807 م‌. ، ترجمه‌ی‌ منصوره‌ نظام‌ مافی‌ (اتحادیه‌)، تهران‌، 1354، ص‌ 69‏‎. ‎

11 – ‎همان‌ ، ص‌ 73‏‎. ‎

12 – ‎همان‌ ، ص‌ 79‏‎. ‎

13 – 

 Jouanin ‎، برای‌ اطلاعات‌ بیشتر: حسین‌ احمدی‌. «نقش‌ ژوانن‌ در روابط‌ ایران‌ و فرانسه‌ در ‏دوره‌ی‌ قاجار»، فصلنامه‌ی‌ تاریخ‌ معاصر ایران‌ ، ص‌ 2، ش‌ 5، تهران‌، بهار 1377‏‎. ‎

14.- 

Gardan ‎، او در 11 ژوییه‌ 1776 م‌. در بندر مارسی‌ متولد شده‌ و در 30 ژانویه‌ 1818، یعنی‌ ‏‏9 سال‌ پس‌ از بازگشت‌ از ایران‌، در منطقه‌ی‌ لنِسل‌ فوت‌ كرده‌ است‌. در منابع‌ ایرانی‌ دوره‌ی‌ قاجار، ‏همچون‌ مآثرالسلطانیه‌ و ناسخ‌التواریخ‌ اسم‌ او غاردان‌ نوشته‌ شده‌ است‌‏‎. ‎

15 – ‎محمدحسن‌ كاووسی‌ عراقی‌ و حسین‌ احمدی‌. اسنادی‌ از روابط‌ ایران‌ و فرانسه‌. (در دوره‌ی‌ ‏فتحعلی‌ شاه‌ قاجار) ، دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، تهران‌، 1376، ص‌ص‌ 33-30‏‎. ‎

16 – ‎از جمله‌ می‌توان‌ از اثر سعید نفیسی‌، تاریخ‌ اجتماعی‌ ایران‌ در دوره‌ی‌ معاصر و از ترجمه‌های‌ ‏عباس‌ اقبال‌ درمورد مأموریت‌ ژنرال‌ گاردان‌ و یادداشتهای‌ ژنرال‌ تره‌زل‌ نام‌ برد. درمورد این‌ كتابها ‏به‌ مأخذ آخر مقاله‌ رجوع‌ شود‎. ‎

‎17. J.M. Tancoigne. Attache a la demiere ambassade de france en perse, Paris, ‎Nepveu, 1819, vol.2. p. 79. ‎

‎18 –  ‎همان‌ ، ج‌ 2، ص‌ 163‏‎. ‎

19 –  ‎همان‌ ، ج‌ 2، ص‌ 164 و 165‏‎. ‎

20 –  ‎همان‌ ، ج‌ 1، ص‌ص‌ 300 و 301‏‎. ‎

21 –  ‎تره‌ زل‌، یادداشتهای‌ ژنرال‌ تره‌زل‌ فرستاده‌ی‌ ناپلئون‌ به‌ سمت‌ هند، به‌ اهتمام‌ ژنرال‌ ژ.ب‌. دوما ‏فرانسوی‌، ترجمه‌ی‌ عباس‌ اقبال‌، مطبعه‌ی‌ خورشید، تهران‌، بی‌تا. (احتمالاً حوالی‌ 10-1309)، ص‌ ‏‏82‏‎. ‎

22 –   ‎این‌ ملاقات‌ موقعی‌ رخ‌ داده‌ است‌ كه‌ عباس‌ میرزا از فرانسویان‌ ناامید شده‌ بود‎. ‎

23 -. Dubaux M. Louis. L’Uniners, Histoire et description de tous les peuples-‎perse, Fimin didat Freres (ed.), Paris, 1971, p.382. ‎

24 – ‎موریس‌ دوكوتزبو، مسافرت‌ به‌ ایران‌ به‌ معیت‌ سفیركبیر روسیه‌ در سال‌ 1817 ، ترجمه‌ی‌ ‏محمود هدایت‌، چاپخانه‌ فردوسی‌، تهران‌، 1310، ص‌ص‌ 95 و 96‏‎. ‎

25 – ‎همان‌ ، ص‌ 106‏‎. ‎

26 – ‎منظور ایرانیان‌ است‌‏‎. ‎

27 – ‎سرجان‌ ملكم‌، تاریخ‌ ایران‌، هند ، چاپ‌ بمبئی‌، 1876 م‌. ص‌ 187‏‎. ‎

28- . Jaubert. pp.199-200. ‎

29 – ‎سعید نفیسی‌ در كتاب‌ تاریخ‌ اجتماعی‌ ایران‌ در دوره‌ی‌ معاصر به‌ مقاله‌ خود «جلب‌، مهاجرین‌ ‏اروپایی‌ در 1242 قمری‌، اشاره‌ كرده‌ است‌‏‎. ‎

30 – ‎كنت‌ آلفرد گاردان‌، مأموریت‌ ژنرال‌ گاردان‌ در ایران‌ ، ترجمه‌ی‌ عباس‌ اقبال‌ آشتیانی‌، انتشارات‌ ‏گزارش‌ فرهنگ‌ و تاریخ‌ ایران‌، تهران‌، 1362، ص‌ص‌ 43-42‏‎. ‎

31 – ‎منظور ایرانیان‌ است‌‏‎. ‎

32 – ‎تانكوانی‌، ج‌ 1، ص‌ص‌ 300 و 301‏‎. ‎

33 –  Jaubert. p.200. ‎

34 – ‎سرجان‌ ملكم‌، ص‌ 188‏‎. ‎

35 – ‎لفظ‌ سرباز از آن‌ دوره‌ به‌ بعد در زبان‌ فارسی‌ رایج‌ شده‌ است‌‏‎. ‎

36 – ‎سرجان‌ ملكم‌، ص‌ 188‏‎. ‎

٭  پی نوشت ها و ارجاعات از فریده فرهمند زاده  :موانع اصلاحات عباس میرزا قاجار نایب السلطنه در بخش هاى دربار، سپاه و نهاد دین

 

1 –  به سال 1211 ق در: لسان الملك سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ (تاریخ قاجاریه از آغاز تا پایان

سلطنت فتحعلیشاه)، ج 1، به اهتمام جمشید كیانفر، تهران، انتشارات اساطیر، 1377 ، ص 85

2 –  مفتون دنبلی، عبدالرزاق، مآثر سلطانیه (تاریخ جنگ های ایران و روس)، به اهتمام غلامحسین

صدری افشار، تهران، انتشارات ابن سینا، 1351 ، ص 128

3 –  فلور، ویلم، جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران عصر قاجار، ج 2، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران،. انتشارات توس، 1365 ، ص 19

 4  – عیسوی، چارلز، تاریخ اقتصادی ایران (عصر قاجار 1332 – 1215 ق)، ترجمه یعقوب آژند، تهران، -انتشارات توس ، 1365 ، ص 19 

5 –  فلور، جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران…، ج 2، ص 21

6 –  ژوبر، پ. ام، مسافرت به ارمنستان  و ایران ، ترجمه محمود مصاحب ، به تبریز، كتاب فروشی چهر، 1347 – صص 212- 211

-7 حائری، عبدالحسین، رویارویی های اندیشه گران دو رویه تمدن غرب، تهران،

انتشارت امیر كبیر، فروردین  1365 ، ص 307 

8  – ژوبر، مسافرت به ارمنستان  و ایران ، ص 265

-9 دوگاردان، كنت آلفرد، مأموریت  ژنرال گاردان  در  ایران ، ترجمه عباس  اقبال، تهران، انتشار ات نگاه، 1362 ، ص 65 / محبوبی  اردکانی ، حسین ، تاریخ مؤسسات  تمدنی جدید در ایران، ج 1، تهران، انتشارات انجمن دانشجویان دانشگاه  تهران ، تیر 1354 ، ص 57 

10 – ژوبر، مسافرت به ارمنستان  و ایران ، صص 95 – 94 

-11 محبوبی اردكانی، تاریخ موسسات تمدنی جدید…، ج 1، ص 54

12 – دنبلی، مآثر سلطانیه، صص 310 و 139

13- همان ، صص 9 – 138

14 –  همان، ص 139 و اعتضادالسلطنه، علیقلی میرزا، اكسیرالتواریخ (تاریخ قاجاریه از آغاز تا 1259 ق)، به اهتمام جمشید كیانفر، تهران، انتشارات ویسمن، 1370 ، ص 291

 15  – حایری، نخستین رویارویی ها…، صص 314 – 313

16 –  ژوبر، مسافرت به ارمنستان و ایران، صص 214- 213 و خورموجی، محمد جعفر، حقایق الاخبار ناصری، به كوشش حسین خدیو جم، تهران، نشر نی، 1363 ،ص 12

17 –  دنبلی، مآثرسلطانیه، 142

18 –  محبوبی اردكانی، تاریخ موسسات تمدنی جدید…، ج 1، ص 55

19 –  همان، ص 1 – 130 

20 – میرزا صالح شیرازی، گزارش سفر میرزا صالح شیرازی، ویرایش از همایون شهیدی، تهران، انتشارات راه نو، پاییز 1362 ، ص 32 مقدمه و حایری، نخستین رویارویی ها…، ص 312

21 –  محبوبی اردكانی، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید…، ج 1، ص 177

 22 –  همان،ص   313 – 312

23 – همان، ص 177

34 –  همان، ص 186

25 – همان، 151

26 –  همان، ص 167

27 – همان، ص 186

28 – همان، ص 123

29 – همان، ص 126

30 – عیسوی، تاریخ اقتصادی – صص 34 – 33 

31 –  محبوبی اردكانی، تاریخ مؤسسات تمدنی   ج 1 – صص 123 – 122 

32 – همان.

33 –  همان، ص 169

34 –  همان، ص 61

35 – سایكس، سر پرسی، تاریخ ایران، ج 2، ترجمه سید محمدتقی فخرداعی گیلانی، نشر دنیای كتاب،

1370 ، ص 452

36 –  هدایت، رضاقلی خان، تاریخ روضه الصفای ناصری، ج نهم، به تصحیح و تحشیه جمشید كیانفر، تهران، انتشارات اساطیر، 1380 ، ص 7582 و گاردان، ماموریت… در ایران، ص 44

37 –  هدایت، روضه الصفا، ج نهم، 7582 و گاردان، ماموریت… در ایران، ص 45

38 –  همان، صص 52 – 51 

 

39 – دنبلی، مآثر سلطانیه، ص 135

40 –  همان – ص 8 – 135 / اعتضادالسلطنه، اكسیرالتواریخ، ص 291 

41 –  نفیسی، سعید، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر، ج 1، تهران، انتشارات بنیاد، 1368 – ص 112

42 –  همان، ص 214

43 –  همان، ص 112

44 –  همان، ص 217

45 –  سایكس، تاریخ ایران، ج 2، ص 453

46 –  همان، ص 446

47 – دنبلی، مآثر سلطانیه، ص 133 

48 –  دوكوتزبوئه، موریس، مسافرت به ایران ، ترجمه محمود هدایت ، تهران، انتشارات امیركبیر،  1348 – ص  105

49 –  دنبلی، مآثر سلطانیه، ، ص 123 و اعتضادالسلطنه، اکسیرالتواریخ ، ص  291 و كوتزبوئه، مسافرت به ایران ، ص 105 

50 –  هدایت، روضه الصفا، ج نهم ، ص 8035 و مالکم ، سرجان ، تاریخ ایران ، ج 2، ترجمه میرزا اسماعیل حیرت، به كوشش مرتضا سیفی تفرشی  و ابراهیم زندپور ، تهران ، انتشارات یساولی، “فرهنگسرا”، زمستان 1362 ، ص 580

51 – ژوبر، مسافرت به ارمنستان و ایران ، ص 320 

52 –  كوتزبوئه، مسافرت به ایران ، ص 105 

53 –  حایری، نخستین رویارویی ها…، ص 309

54 –  دنبلی، مآثر سلطانیه، ص 131

55 – همان، ص 131 به بعد.

56 –  محبوبی اردچكانی، تاریخ موسسات تمدنی جدید…، ج 1، ص 62

57 –  حایری، نخستین رویارویی ها…، ص 306

58 –  همان.

59 –  گاردان، ماموریت… در ایران، ص

 

60 –  همان، 167

61 –  عيسوي، تاريخ اقتصادي ايران…، ص 22

62 – لرد كرزن خبرنگاري انگليسي – آغاز سده 19 – است كه در زمان ناصرالدين شاه، شش ماه به ايران آمد و كتابي به نام “ايران و مسئله ايران” نگاشت.

63 –  محبوبي اردكاني، تاريخ موسسات تمدني جديد…، ج 1، ص 108

64 –  همان، صص 6 – 115

65 – فلور، جستارهايي از تاريخ اجتماعي…، ج 2، ص 20

66 – همان.

67 –  ژوبر، مسافرت به ارمنستان و ایران ، ص 281 

 68 – محبوبي اردكاني، تاريخ مؤسسات تمدنی جدید…، ج 1 ، ص 56  

69 – همان، ص 115

70 –  همان، ص 55

71 –  گرنت واتسن، رابرت،  تاریخ ایران در دورۀ قاجار، ترجمۀ ع . وحید مازندرانی ، تهران، انتشارات  كتاب هاي سيمرغ (وابسته به انتشارات  امیرکبیر ) ، 1354 ، صص 167 – 166

72 –  كوتزبوئه، مسافرت به ایران ، ص 100 / محبوبی اردکانی ، تاریخ  مؤسسات  تمدنی جدید…،  ج 1، ص 55

73 – نامه گاردان به شامپايني  وزیر امور خارجه 20 محرم 1222 ق / 18 مارس 1808 م در: گاردان، ماموريت… در ايران، ص 91 

 74 –  ژوبر، مسافرت به ارمنستان و ایران ، ص 7 – 256

75 – گاردان، ماموريت  در ایران ، ص 92 

76 –  واتسن، تاريخ ايران، ص 166

-77 نفيسي، تاريخ اجتماعي و سياسي…،ج 1، ص 77 و تاج بخش، احمد، سياست هاي استعماري

، روسيه تزاري، انگلستان و فرانسه، در ايران در نيمه اول قرن نوزدهم، تهران، انتشارات اقبال، 1362 – صص 234 – 233 

78 –  نفيسي، تاريخ اجتماعي و سياسي…، ج 1، ص 77

79 – الگار، حامد، دين و دولت در ايران و نقش علما در دوره قاجار، ترجمه ابوالقاسم سري، تهران، انتشارات توس، بهار 1369 ، ص 137

80 –  گاردان، ماموريت در ايران، ص 171

81 –  ژوبر، مسافرت به ارمنستان و ايران، ص 320

82 –  گاردان، ماموريت… در ايران، ص 171

83 –  خودداري پسران فتحعليشاه از فرمانبرداري از وليعهد پس از شكست گنجه در جنگ دوم، در:

سايكس، تاريخ ايران، ج 2 ، ص 461 

84 –  دروويل، گاسپار، سفر در ايران، ترجمه منوچهر اعتماد مقدم، نشر شباويز، 1367 ، ص 173

85 –  همان، ص 577 / واتسن،تاريخ ايران، ص 26

86 – ملكم، تاريخ ايران، ج 2، ص 577

87 – ژوبر، مسافرت به ارمنستان و ایران ، ص 319 

88 –  نگاه كنيد به بخش بندي در چینش قشون ایران در : همانجا

89 –  هدايت،روضه الصفا، ج نهم ، ص 8035 

90 –  دنبلي، مآثر سلطانيه، ص 310 

91 –  محبوبي اردكاني، تاريخ  مؤسسات تمدنی جدید …، ج 1 ، ص 115 

92  – نفيسي، تاريخ اجتماعي  و سیاسی …، ج 1 ، ص  5 – 214 و حایری ، نخستین  رویارویی ها …، ص 314 و رایین اسماعيل، حقوق بگيران انگلیس  در ایران ، تهران ، انتشارات جاویدان ،  1373 ، صص 203 تا 210

93 –  نفيسي، تاريخ اجتماعي و سیاسی… ، ج1 ، ص 217

94 –  محبوبي اردكاني، تاريخ مؤسسات تمدنی جدید…، ج 1 ، ص 120

 95 –  همان، 57

96 –  گاردان، مأموريت… در ایران ، ص 168 

97 –  ژوبر، مسافرت به ارمنستان و ايران، ص 291

98 –  همان، ص 294

99 –  همان، ص 280 و 292

100 –  همان، ص 293

101 –  همان، ص 318

102 – كوتزبوئه، مسافرت به ايران، ص 99 / محبوبي اردكاني، تاريخ مؤسسات تمدني جديد…، ج 1، ص 62

103 – كوتزبوئه، مسافرت به ايران، ص 104

104 –  محبوبي اردكاني، تاريخ مؤسسات تمدني جديد…، ج 1، ص 120

105 – چارلز عيسوي مي نويسد كه ايران اقليت هاي نامسلمان زيادي نداشت كه با غربيان و دانش تربيتي و اقتصادي غربي در ارتباط باشند، در: عيسوي، تاريخ اقتصادي…، ص 23

106 –  ميرزا صالح پس از بازگشت از اروپا نخستين چاپخانه دولتي را در تبريز راه اندازي كرد، صنعت چاپ . يا باسمه كاري، در: دنبلي، مآثر سلطانيه، ص 143

107 –  حايري، نخستين رويارويي ها…، ص 307

108 – سايكس، تاريخ ايران، ج 2، ص 452

109 –  شميم، على اصغر، ايران در دوره سلطنت قاجار (قرن سيزدهم و نيمه اول قرن چهاردهم ه. ق)، انتشارات كتابخانه ابن سینا ، بهمن 13412 ، ص 43 

110 –  همان.

111 –  محبوبي اردكاني،.تاريخ  مؤسسات  تمدنی  جدید…، ج 1 ، ص 109 

 112 – نامه گاردان به وزير امورخارجه فرانسه ” شامپاینی “3 رمضان   1223 ق/ 24 اكتبر 1808 م، در: گاردان، مأموريت… درایران ، ص 177 

113 –  عيسوي، تاريخ اقتصادي…، صص 24 – 23 

114 –  الگار، دين و دولت…،ص 24

115 –  همان، ص 35

116 –  همان، ص 324

117 – همان.

118 –  همان.

119 –  همان.

120 –  الگار،دين و دولت…، ص 38 تا 41 و درباره انگيزه همكاري هاي شاه و روحانيت نگاه كنيد به: حايري، نخستين رويارويي ها…، ص 356 و 362

121 –  الگار، دين و دولت…، ص 103

122 –  حايري، نخستين رويارويي ها…، صص 317 – 316 

123 –  واتسن، تاريخ ايران،صص  18- 17

124 –  الگار، دين و دولت…، ص 44

125 –  فلور، جستارهايي از تاريخ اجتماعي…، ج 2، ص 23

126 –  الگار، دين و دولت…، ص 2 – 51 و فلور بر اين باور است: ” مردم كه دعوي فضيلت و تقدم علما را بر – حكام به حق ميشمردند، علما را به عنوان پيشوايان خود پذيرفتند”، در: فلور، جستارهايي از تاريخ اجتماعي…، ج 2، ص 23

127 –  اشاره به لوطيان و ملاهايي كه نقش نيروي كارآمد مجتهدين را داشتند، در: الگار، دين و دولت…، ص 44

128 –  همان، ص 41

129 –  واتسن، تاريخ ايران، ص 22

130 –  همان،ص 20

131 – ملكم، تاريخ ايران، ج 2 ، ص 548 / الگار ، دین دولت ، ص 87 و نگاه کنید  به شفاعت   ميرزاي قمي از گنهكاران نزد شاه، در: حایری ، نخستین  رويارويي ها…، ص 357 

132 –  ملكم، تاريخ ايران، ص 550

133 –  ژوبر، مسافرت به ارمنستان  و ایران ، ص 212 و پشتیبانی عبّاس ميرزا از اين اقليتها به ويژه درآذربايجان و قفقاز به دليل کاستن  از جاذبه های  حکومت مسیحی روس بود، در: الگار، دين و دولت…، ص 131

134 –  همان، ص 153

135 –  كوتزبوئه، مسافرت به ایران ، ص 105 و قائم مقام  ابوالقاسم  در بارۀ  اتهامات به عباّس ميرزا مي گويد: “اين مرد مسيحي است مي خواهد پیش  مسیحیان  خود شیرینی کند،  به همين جهت آداب و رسوم مسيحيان را رواج مي دهد  و ما را  مجبور  به پوشیدن  لباس آنها می کند. ” در: الگار، دين و دولت…، ص 136

136 –  ژوبر، مسافرت به ارمنستان و ايران، ص 149

137 –  حايري، نخستين رويارويي ها…، ص 316

138 –  با توجه به نكته كه پسران فتحعليشاه كه چندان از عباس ميرزا دلخوش نبودند، حاكمان مناطق

مختلف بودند، و سپاهيان عباس ميرزا را تامين مي كردند. همين خود از عوامل بروز نابساماني در

سپاه عباس ميرزا بود، در: نفيسي، تاريخ اجتماعي و سياسي…،ج 1، ص 77

139 – اشاره به جمع آوري سپاه به وسيله حسنعلي ميرزا شجاع السلطنه به دستور شاه و شايعه وليعهدي او، در: سپهر، ناسخ التواريخ، ج 1 2 – 391  و هدايت، روضه الصفا، ج نهم، صص 7873 تا 7880 و شيرازى  خاورى، ميرزا فضل ا…، تاريخ ذوالقرنين، ج 2، تصحيح و تحقيق ناصر افشارفر، تهران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1380 ، ص 665 و اعتضادالسلطنه، اكسيرالتواريخ، ص 382

140 –  نفيسي، تاريخ اجتماعي و سياسي…، ج 1، ص 77

141 –  همان.

142 –  عيسوي، تاريخ اقتصادي…، ص 83

 

انقلاب اسلامی در هجرت شمار ۸۴۲ از ۱۱ تا ۲۴ آذر

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید