خانهتاریخمعامله نفتی مخفی که به سقوط شاه کمک کرد، چگونه عربستان جای...

معامله نفتی مخفی که به سقوط شاه کمک کرد، چگونه عربستان جای ایران را بعنوان متحد اصلی امریکا در منطقه گرفت ـ بخش اول

توضیح سایت انقلاب اسلامی در هجرت: ترجمه مطالعه آقای آندرو اسکات Andrew Scott Cooper را از اینجهت در اختیار خوانندگان می گذاریم که توضیح می دهد چگونه عربستان سعودی جای ایران را بعنوان متحد اصلی امریکا در خاورمیانه گرفت. قسمت اول این مطالعه را در زیر می خوانید.

بخش: صفحه ۵۶۷، جلد ۶۲، شماره ۴، شماره استاندارد مجله: ۰۰۲۶-۳۱۴۱

این مطالعه در نشریه خاورمیانه پاییز۲۰۰۸ توسط کوپر، آندرو اسکات منتشر شده است. آندرو اسکات کوپر دانش‌آموخته دکتری تاریخ در دانشگاه ویکتوریا در نیوزیلند است. رساله او تأثیر شوک نفتی سال ۱۹۷۳ بر روابط آمریکا و ایران در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ را بررسی می‌کند. پیشتر، او به عنوان خبرنگار آزاد و پژوهشگر در سازمان ملل و دیده‌بان حقوق بشر فعالیت کرده است. او مدرک کارشناسی ارشد در روزنامه‌نگاری از دانشگاه کولومبیا و اخیراً مدرک فوق‌لیسانس در مطالعات راهبردی از دانشگاه ابردین دارد.

خلاصه
چه عواملی منجر به سقوط فاجعه‌آمیز درآمدهای نفتی ایران در ژانویه ۱۹۷۷ شد؟
سیاست، دین، فرهنگ و اقتصاد به عنوان عوامل موثر در فروپاشی سلطنت ایران در ۱۹۷۹ شناخته شده‌اند. اما تاکنون محققان نتوانسته‌اند به اسناد دسترسی پیدا کنند که بتواند ناآرامی‌های داخلی و روابط مسئولان ارشد آمریکایی با شاه ایران، که هنری کسینجر او را «یادگارترین رهبر، هم‌پیمان بی‌قید و شرط، و فردی که درک او از جهان، جهان ما را توسعه داد» توصیف کرده است، روشن کند.

آزادسازی اسناد برنت اسکوتر کرافت، که در دولت‌های نیکسون و فورد کار می‌کرد، نقطه عطفی مهم در فهم ما از ریشه‌های انقلاب ایران است. این اسناد نشان می‌دهد که در سال ۱۹۷۶، آمریکا و عربستان سعودی در تلاشی مشترک تلاش کردند قیمت نفت را پایین نگه دارند، اما ناخواسته بحران مالی‌ای ایجاد کردند که اقتصاد ایران را بی‌ثبات و قدرت شاه را تضعیف کرد.

 متن کامل

چه عواملی منجر به سقوط فاجعه‌آمیز درآمدهای نفتی ایران در ژانویه ۱۹۷۷ شد؟
سیاست، دین، فرهنگ و اقتصاد به عنوان عوامل موثر در فروپاشی سلطنت ایران شناخته شده‌اند. اما تاکنون محققان نتوانسته‌اند به اسناد دسترسی پیدا کنند که بتواند ناآرامی‌های داخلی و روابط مسئولان ارشد آمریکایی با شاه ایران، که هنری کسینجر او را «یادگارترین رهبر، هم‌پیمان بی‌قید و شرط، و فردی که درک او از جهان، جهان ما را توسعه داد» توصیف کرده است، روشن کند.

آزادسازی اسناد برنت اسکوتر کرافت، که در دولت‌های نیکسون و فورد کار می‌کرد، نقطه عطفی مهم در فهم ما از ریشه‌های انقلاب ایران است. این اسناد نشان می‌دهد که در سال ۱۹۷۶، آمریکا و عربستان سعودی در تلاشی مشترک سعی کردند قیمت نفت را پایین نگه دارند، اما ناخواسته بحران مالی‌ای ایجاد کردند که اقتصاد ایران را بی‌ثبات و قدرت شاه را تضعیف کرد.

در نه روز اول ژانویه ۱۹۷۷، اقتصاد ایران تحت تأثیر آشفتگی غیرمعمول در بازارهای بین‌المللی نفت قرار گرفت. صدها میلیون دلار از درآمد پیش‌بینی‌شده با کاهش ناگهانی و شدید صادرات روزانه نفت از بین رفت، در حالی که کل تولید نفت نسبت به ماه قبل ۳۸ درصد کاهش یافت. خونریزی مالی، دولت شاه را مجبور به بازنویسی بودجه خود، لغو پروژه‌های جدید، توقف برنامه‌های کمک‌های خارجی و دریافت وام اضطراری ۵۰۰ میلیون دلاری از بانک‌های آمریکایی و اروپایی کرد. علت اصلی بحران مالی ایران، تصمیم جسورانه عربستان سعودی برای به چالش کشیدن افزایش قیمت نفت بود که توسط سایر اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در نشست دسامبر ۱۹۷۶ در دوحه، قطر، مورد توافق قرار گرفته بود. وزیر نفت عربستان، شیخ احمد زکی یمانی، اعلام کرده بود که دولتش با فروش بیشتر نفت خود با قیمت پایین‌تر، تأثیر افزایش قیمت را جبران خواهد کرد. تهدید یمانی مبنی بر اشباع بازار با نفت ارزان هرگز عملی نشد، اما سیستم قیمت‌گذاری دو سطحی اوپک به مدت شش ماه پابرجا ماند و ضربه مهلکی به امور مالی ایران وارد کرد. اقتصاددانان ارشد شاه بعداً تأیید کردند که دولت هرگز احتمال کاهش شدید قیمت و تولید نفت را در نظر نگرفته بود. درآمدهای نفتی را بیش از حد تخمین زده بود که هرگز محقق نشد و پولی را خرج کرد که اکنون هرگز نخواهد دید. اما بدتر از این در راه بود. تلاش دولت برای بازگرداندن نظم مالی فقط بحران را تشدید کرد. بودجه شدید ضد تورمی آن منجر به بیکاری بالا و ناآرامی‌های اجتماعی شد که “به ایجاد یک وضعیت کلاسیک قبل از انقلاب کمک کرد.”  واکنش شخصی شاه به اقدام عربستان سعودی گویا بود. محمدرضا پهلوی در حالی که مسیر بسیار پرخطر آزادسازی سیاسی در داخل کشور را آغاز کرده بود، روی قیمت‌های بالاتر نفت برای تقویت اقتصاد ضعیف ایران – و تقویت موقعیت خود – حساب می‌کرد. او در ۲ ژانویه ۱۹۷۷ با ناامیدی گفت: “ما ورشکسته هستیم. به نظر می‌رسد همه چیز محکوم به رکود است و در عین حال بسیاری از برنامه‌هایی که برنامه‌ریزی کرده بودیم باید به تعویق بیفتند… اوضاع بسیار سخت خواهد بود.”  امسال، سال ۲۰۰۸، سی‌امین سالگرد آغاز ناآرامی‌ها در ایران است که به انقلاب منجر شد و در نهایت به فروپاشی رژیم سابق، فرار خانواده سلطنتی به تبعید و از دست دادن ایران به عنوان یک شریک استراتژیک توسط ایالات متحده در غرب آسیا و خلیج فارس منجر شد. در حالی که تمرکز علمی زیادی بر ریشه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی داخلی انقلاب بوده است، نقش امور مالی دولت – و به ویژه درآمدهای نفتی – در تسریع این فاجعه توجه بسیار کمتری را به خود جلب کرده است. انقلاب ایران شباهت‌هایی با دو انقلاب بزرگ دیگر دارد: فرانسه در سال ۱۷۸۹ و روسیه در سال ۱۹۱۷. هر سه انقلاب پس از بحران‌های مالی رخ دادند. در مورد ایران، نوسانات چشمگیر درآمد در سال ۱۹۷۷ در آن زمان توسط خبرنگاران خارجی مستقر در تهران مورد تأیید و توجه قرار گرفت. اما منطق اساسی تصمیم عربستان سعودی برای جلوگیری از افزایش قیمت نفت اوپک در دسامبر ۱۹۷۶، و به ویژه نقش دولت فورد در آن تصمیم سرنوشت‌ساز، تاکنون توضیح داده نشده است. اسناد اسکوکرافت شامل رونوشت‌هایی از مکالمات، یادداشت‌ها و مکاتبات بین روسای جمهور ریچارد نیکسون و جرالد فورد، وزیر امور خارجه هنری کیسینجر، وزرای کابینه و روسای کشورهای خارجی است که فرضیات سنتی در مورد «رابطه ویژه» ایران با ایالات متحده در دهه ۱۹۷۰ را اصلاح می‌کند. این اسناد، تنش‌های شدید دوجانبه بر سر قیمت نفت و نگرانی فزاینده کاخ سفید از امتناع شاه از توجه به نگرانی‌ها در مورد تهدیدی که قیمت بالای نفت برای اقتصاد جهانی ایجاد می‌کرد را آشکار می‌کند. این رونوشت‌ها، به جای اینکه «شاه آمریکا» باشند، تصویری از یک متحد سرسخت را ترسیم می‌کنند که از اجابت خواسته‌های دو رئیس جمهور و مقامات جمهوری‌خواه محافظه‌کار، از جمله کیسینجر، وزیر امور خارجه، که تحسین‌کننده اصلی شاه و معمار اتحاد استراتژیک آمریکا با ایران در دهه ۱۹۷۰ بود، خودداری کرد. رئیس جمهور و مشاورانش در مورد نحوه واکنش اختلاف نظر داشتند. هنری کیسینجر به همکاران بی‌صبر خود هشدار داد که از فشار آوردن به شاه خودداری کنند، زیرا می‌ترسیدند که او با یک «رژیم رادیکال» غیردوست جایگزین شود. در نهایت، این اسناد جزئیات شگفت‌انگیزی از تلاش‌های خارق‌العاده‌ای را که رئیس جمهور فورد برای جلوگیری از افزایش قیمت نفت توسط شاه در جلسه اوپک در دسامبر ۱۹۷۶ انجام داد، ارائه می‌دهند. این تلاش‌ها به یک پیروزی پرهزینه تبدیل شد. نفت، روسای جمهور و پهلوی‌ها را به همان اندازه که از هم دور کرد، به هم نزدیک ساخت.

اسناد اسکوکرافت در اینجا در چارچوب پنج دوره زمانی مجزا مورد بحث قرار می‌گیرند. این اسناد از ژوئیه ۱۹۷۴، در روزهای پایانی ریاست جمهوری ریچارد نیکسون، تا دوران پرآشوب جرالد فورد ادامه می‌یابند و در ژانویه ۱۹۷۷، زمانی که فورد و کیسینجر آماده ترک دفتر و واگذاری قدرت به رئیس جمهور منتخب جیمی کارتر می‌شدند، به پایان می‌رسند. ژوئیه-آگوست ۱۹۷۴: “ما نمی‌توانیم بدون شکستن او با او مقابله کنیم” ساعت ۱۰:۰۰ صبح روز سه‌شنبه، ۹ ژوئیه ۱۹۷۴، ویلیام سایمون، وزیر خزانه‌داری، با رئیس جمهور ریچارد ام. نیکسون در دفتر بیضی شکل نشست تا سفر آینده وزیر به خاورمیانه و اروپا را بررسی کند. اگرچه رسوایی واترگیت به اوج خود رسیده بود و نیکسون در حال شکست در مبارزه برای ماندن در قدرت بود، اما رئیس جمهور – هرچند محتاط – متمرکز و درگیر بود، زمانی که سایمون بحث را به سمت محمدرضا پهلوی، شاه ایران، هدایت کرد. بیل سایمون در درون تشکیلات سیاسی جمهوری‌خواه، فردی تک‌رو بود. قبل از آمدن به واشنگتن، او شریک شرکت معتبر وال استریت، برادران سالومون، بود. سایمون که به عنوان معاون وزیر خزانه‌داری، جورج شولتز، استخدام شده بود، در سال ۱۹۷۳ به عنوان “قیصر انرژی” دولت منصوب شد و وظیفه بی‌مزد کاهش تأثیر تحریم نفتی اعراب به او محول شد. افزایش سرسام‌آور قیمت نفت باعث رکود عمیقی در ایالات متحده شده بود و به همین دلیل، بیل سایمون شاه ایران را کاملاً در نظر داشت. امتناع شاه از پیوستن به تحریم نفتی، برای او به عنوان یک دولتمرد شهرتی به ارمغان آورده بود. اما او همچنین توافق‌نامه نفتی تهران در دسامبر ۱۹۷۳ را که منجر به چهار برابر شدن قیمت نفت در عرض ۱۲ ماه شد، مهندسی کرده بود.۱۱ با وجود این، اعلیحضرت شاهنشاه محمدرضا پهلوی ایران، “آریامهر، شاه شاهان، سایه خدا”، جایگاه ویژه‌ای در علاقه ریچارد نیکسون داشت. این دو مرد ۲۰ سال بود که یکدیگر را می‌شناختند و تحسین می‌کردند. ایران به عنوان فرمانده آمریکا در غرب آسیا ایستاده بود و از مسیرهای منتهی به خلیج فارس محافظت می‌کرد. این کشور یک تولیدکننده بزرگ نفت بود و به عنوان یک قدرت نظامی مستقل در حال ظهور بود. میدان‌های نفتی ایران روزانه ۶ میلیون بشکه نفت تولید می‌کردند،۱۲ نیروی دریایی آن عبور امن ۲۵ میلیون بشکه نفت در روز از خاورمیانه را برای رفع تشنگی اروپا، ژاپن، اسرائیل و ایالات متحده تضمین می‌کرد، و نیروهای مسلح فوق‌العاده مجهز آن به عنوان یک حائل مفید بین اتحاد جماهیر شوروی و خلیج فارس عمل می‌کردند. پس از تصمیم بریتانیای کبیر برای خروج از خلیج فارس تا سال ۱۹۷۱، دولت‌های جانسون و نیکسون توافق کردند که شاه را مسلح کنند و به ایران اجازه دهند خلأ ناشی از خروج نیروهای بریتانیایی را پر کند. در نوامبر ۱۹۷۱، واشنگتن زمانی که شاه قوانین بین‌المللی را نقض کرد و با استفاده از زور سه جزیره استراتژیک در ورودی تنگه هرمز – ابوموسی و تنب بزرگ – را تصرف کرد، تسلیم شد. ایران در مطبوعات آمریکا به عنوان “غول خطوط نفتی” مورد ستایش قرار گرفت و در بقیه دوران سلطنت شاه، ایالات متحده تنها حضور دریایی نمادینی در خلیج فارس داشت. ریچارد نیکسون سپاسگزار، شاه را “بهترین دوست ما” توصیف کرد. تحسین نیکسون به سختی ناشی از احساسات بود. در یک مورد دیگر، او گفت که آرزو می‌کند «چند رهبر دیگر در سراسر جهان با دوراندیشی او وجود داشتند. و توانایی او در رهبری، -بیایید صادق باشیم-، یک شبه دیکتاتوری به شیوه‌ای خیرخواهانه ملایم.» نلسون راکفلر، معاون رئیس جمهور جرالد فورد و دوست قدیمی خانواده پهلوی، علناً شاه را با اسکندر کبیر مقایسه کرد و به طور خصوصی اذعان داشت که نهادهای دموکراتیک آشفته آمریکا می‌توانند از دست قاطع شاه بهره‌مند شوند: «او به زودی به ما یاد خواهد داد که چگونه آمریکا را اداره کنیم.» اسدالله علم، محرم اسرار شاه و وزیر دربار شاهنشاهی، در دفتر خاطرات خود به یاد می‌آورد که چگونه هنری کیسینجر «سرشار از ستایش [شاه] بود و می‌گفت که چقدر آرزو دارد که رئیس جمهور فورد بتواند از الگوی او تقلید کند.»

وزیر خزانه‌داری سخنرانی خود در ۹ ژوئیه ۱۹۷۴ را با ترغیب نیکسون به انجام اقدامات بیشتر برای مقابله با افزایش قیمت نفت آغاز کرد. او گفت: “کارهای سخت‌گیرانه‌تری وجود دارد که می‌توانیم انجام دهیم”. سیمون متقاعد شده بود که اگر شاه را بتوان به تغییر مسیر متقاعد کرد، بقیه اوپک نیز با او همراه خواهند شد. او از اینکه نه رئیس جمهور و نه وزیر امور خارجه حتی از شاه نخواسته‌اند که قیمت نفت را کاهش دهد، متحیر بود. نیکسون گفت که او قبلاً موضوع قیمت بالای نفت را با ملک فیصل، پادشاه عربستان سعودی، مطرح کرده است: «من این موضوع را به طور خصوصی با [ملک] فیصل مطرح کرده‌ام و شما می‌توانید، این کار را انجام دهید، که قیمت نفت نمی‌تواند به این شکل ادامه یابد. ما می‌خواهیم بررسی کنیم که چه کاری می‌توان انجام داد، اما اگر شاه قیمت‌ها را بالا نگه دارد، آنها نمی‌توانند کار زیادی انجام دهند. کویت هم همینطور.»

بیل سیمون: آیا می‌توان به شاه فشار آورد؟

ریچارد نیکسون: شما به آنجا [ایران] نمی‌روید؟

بیل سیمون:  نه ما فکر می‌کردیم که در حین بحث در مورد خوراکی‌ها با اعراب، کمی آنها را به دردسر می‌اندازیم.

ریچارد نیکسون: او بهترین دوست ماست. هرگونه فشاری احتمالاً باید از طرف من باشد.

بیل سیمون: من تعجب می‌کنم. او به همراه ونزوئلا سردسته قیمت نفت است. بدون آنها، قیمت نفت تمام می‌شد… وضعیت نگران‌کننده است – تعدادی از تولیدکنندگان [نفت] با پول زیاد وجود دارند، جایی برای خرج کردن آن ندارند و بانک‌ها و بازارهای مالی دچار مشکل هستند. قیمت نفت بی‌ثباتی زیادی در بازارهای مالی بین‌المللی ایجاد کرده است.

تور سیمون به پایتخت‌های اروپایی و خاورمیانه‌ای تیتر خبرها شد. در فرانسه، او پادشاه ایران را “یک دیوانه” توصیف کرد… او می‌خواهد یک ابرقدرت باشد. او تمام سود نفتی خود را در سرمایه‌گذاری‌های داخلی، عمدتاً در تجهیزات نظامی، سرمایه‌گذاری می‌کند.

توهین سیمون حساب‌شده بود: او پیامی به عربستان سعودی می‌فرستاد که نگرانی‌های آن را درک می‌کند و آماده تجارت است. ماه‌ها بود که آل‌سعود که به محتاط بودن و پنهان‌کاری معروف بودند، بی‌سروصدا با هر کسی که در واشنگتن گوش می‌داد، تماس می‌گرفتند. ملک فیصل از هزینه‌های مالی و سیاسی که قیمت بالای نفت بر شرکای تجاری و سرمایه‌گذاری عربستان سعودی در غرب وارد کرده بود، نگران بود. عراق که به شدت توسط اتحاد جماهیر شوروی یارانه می‌گرفت و ایران که درآمد نفتی‌اش هزینه افزایش عظیم نیروهای متعارف در منطقه خلیج فارس را تأمین می‌کرد، از این آشفتگی سود می‌بردند. هر دو دشمنان قدیمی بودند. بیل سایمون در عربستان سعودی با شیخ یمانی دوستی برقرار کرد. این دو مرد ایده حراج بیش از یک میلیون بشکه نفت عربستان در روز را مطرح کردند و محاسبه کردند که این امر قیمت نفت را به ۷ دلار در هر بشکه کاهش می‌دهد. این معامله زمانی که شاه متوجه شد و تهدید کرد که در تلافی، تولید نفت ایران را کاهش خواهد داد، به هم خورد. سایمون اکنون مدرکی غیرقابل انکار داشت که شاه مانع تلاش‌های صادقانه برای کاهش قیمت نفت می‌شد. در ۳۰ ژوئیه ۱۹۷۴، او نیکسون را در مورد نتایج سفرش توجیه کرد. او با اطلاع دادن به رئیس جمهور شروع کرد که اگر قرار باشد از یک فاجعه اقتصادی جهانی جلوگیری شود، زمان رو به اتمام است.

بیل سیمون: [ملک] فیصل می‌گوید که بدون کمک ما تا جایی که توانسته پیش رفته است. شاه تهدید به کاهش تولید می‌کند.

ریچارد نیکسون: او دوست خوب ماست، اما در مورد نفت بازی سختی در پیش گرفته است. بیل سیمون: فیصل از شما در مورد شاه کمک می‌خواهد. در عربستان سعودی بین کسانی که خواهان کاهش قیمت هستند و کسانی که مایل به حفظ تولید هستند، یک جنگ داخلی وجود دارد. فیصل واقعاً به کمک ما در مورد شاه نیاز دارد. در گفتگو با سایر وزرا گفتم که عربستان سعودی احتمالاً ۱۵۰ سال تولید دارد، در حالی که ایران فقط ۱۵ سال فرصت دارد. شاید ایران صنعت خود را بسازد و سپس وقتی نفت تمام شد، بتوانند نفت را پس بگیرند.

ریچارد نیکسون: باید ببینیم چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. من باید با شاه ملاقات و صحبت کنم.

بیل سیمون: شاه ما را دارد. هیچ کس با او مقابله نخواهد کرد. کشورهای تولیدکننده، مصرف‌کنندگان را در محاصره قرار می‌دهند و آنها را از ما دور نگه می‌دارند. [صدراعظم آلمان] اشمیت گفت: «اگر قیمت‌ها پایین نیاید، ممکن است مجبور شوم علیه شرکت‌ها اقدام کنم و خودم با تولیدکنندگان مقابله کنم.» این موضوع در نهایت نیاز به اقدام قاطع ایالات متحده خواهد داشت.

ریچارد نیکسون: مثلاً چه؟ این را باید بیشتر پیش ببریم. ما به بحث با شما، کن، هنری و برنت نیاز داریم. با احتیاط باشید.

بیل سیمون: این یک مشکل وحشتناک است. من به انرژی به اندازه تراز پرداخت‌ها فکر نمی‌کردم. من نگران کاهش تولید هستم.

اخبار مرتبط

2 دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید