
توضیح سایت انقلاب اسلامی در هجرت: ترجمه مطالعه آقای آندرو اسکات کوپر Andrew Scott Cooper را از اینجهت در اختیار خوانندگان می گذاریم که توضیح می دهد چگونه عربستان سعودی جای ایران را بعنوان متحد اصلی امریکا در خاورمیانه گرفت.
بخش: صفحه ۵۶۷، جلد ۶۲، شماره ۴، شماره استاندارد مجله: ۰۰۲۶-۳۱۴۱
این مطالعه در نشریه خاورمیانه پاییز ۲۰۰۸ توسط آندرو اسکات کوپر، منتشر شده است. آندرو اسکات کوپر دانشآموخته دکتری تاریخ در دانشگاه ویکتوریا در نیوزیلند است. رساله او تأثیر شوک نفتی سال ۱۹۷۳ بر روابط آمریکا و ایران در سالهای قبل از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ را بررسی میکند. پیشتر، او به عنوان خبرنگار آزاد و پژوهشگر در سازمان ملل و دیدهبان حقوق بشر فعالیت کرده است. او مدرک کارشناسی ارشد در روزنامهنگاری از دانشگاه کولومبیا و اخیراً مدرک فوقلیسانس در مطالعات راهبردی از دانشگاه ابردین دارد.
بخش اول این مطالعه
https://enghelabe-eslami.de/72233/
بخش دوم این مطالعه
https://enghelabe-eslami.de/75903/
ژوئیه-سپتامبر ۱۹۷۶: «شایعاتی مبنی بر تبانی ما در حال پخش شدن است»
در سالی که از سفر سرنوشتساز شاه به واشنگتن گذشته بود، روابط آمریکا با ایران تغییرات بسیاری کرده بود. بر سر آنچه که بیوفایی شاه تلقی میشد در داخل دولت، جنگی تمامعیار درگرفته بود. اما نگرانی فوریتر، اعلام قصد شاه برای افزایش ۲۰ تا ۲۵ درصدی قیمت نفت در سال ۱۹۷۷ بود.
رکود اقتصادی شکنندهای در ایالات متحده در سال ۱۹۷۶ بهبود یافته بود و مشاوران اقتصادی جرالد فورد، بهویژه آلن گرینسپن، رئیس شورای مشاوران اقتصادی، از رئیسجمهور خواستند که خط قرمزی بکشند. آنها محاسبه کرده بودند که افزایش قابلتوجه دیگری در قیمت نفت توسط اوپک، تولید ناخالص ملی آمریکا را کاهش داده و منجر به از دست دادن شغل بیشتر و موج جدیدی از تورم خواهد شد. افزایش قیمتی به اندازهای که شاه در نظر داشت، میتوانست بریتانیا، فرانسه و ایتالیا را ورشکسته کند، دموکراسیهای نوپای اسپانیا و پرتغال را فرو بپاشد و بحران بانکی در داخل آمریکا ایجاد کند. اقتصاد جهانی به سادگی نمیتوانست افزایش بزرگ دیگری در قیمت نفت را در این زمان جذب کند.
بیل سیمون حس میکرد که جریان به نفع او تغییر میکند؛ سرانجام، پس از دو سال، عربستان سعودی از انزوا خارج میشد. زمانبندی برای سعودیها نمیتوانست بهتر باشد. مرگ شاه فیصل در سال ۱۹۷۵، نسل جدیدی از مردان را به قدرت رسانده بود که مصمم بودند از قدرت نفتی عربستان به عنوان اهرم استراتژیک برای بهبود روابط با آمریکا استفاده کنند. آنها مصمم بودند که هر کاری از دستشان برمیآید انجام دهند تا اعتماد سیاستمداران و دیپلماتهای آمریکایی را جلب کنند. و آنها واقعاً از نیات شاه ایران نسبت به خود میترسیدند. تنها راه مهار ساخت نظامی ایران، کم کردن توانایی شاه در راحت خرج کردن بود. اما ممکن بود عامل دیگری نیز در کار باشد. کسی به سعودیها خبر داده بود که کیسینجر و شاه برنامهای برای اشغال عربستان توسط ایران و تصاحب داراییهای نفتی آن در صورت بیثباتی سیاسی در این کشور دارند. شیخ یمانی، وزیر نفت عربستان، ظاهراً با ادعاهای انفجاری روبرو شد و سفیر آمریکا در عربستان، جیمز اکینز، را مورد خطاب قرار داد. یمانی با توصیف شاه به عنوان فردی «بسیار ناپایدار از نظر روانی»، آغاز کرد. او واشنگتن را متهم کرد که عمداً قدرت نظامی ایران را افزایش میدهد تا «ساحل عربی…» را تصرف کند. «اما اگر ایران موفق به اشغال بخشی از ساحل عربی شود، تنها ویرانههای دودزا خواهد یافت و مصرفکنندگان غربی نفت با فاجعه روبرو خواهند شد.» اکینز که هیچ چیز از مکالمات شاه با فورد و کیسینجر نمیدانست، به یمانی اطمینان داد که نگران نباشد؛ کل این ایده «دیوانگی محض» بود. یمانی همچنین ظاهراً به اکینز گفته بود که «اگر شاه برود، ممکن است با رژیمی خشونتآمیز و ضدآمریکایی در تهران روبرو شویم.»
در ساعت ۱۰:۳۰ صبح روز جمعه، ۹ ژوئیه ۱۹۷۶، فورد و کیسینجر یک هیئت عالیرتبه سعودی به رهبری شاهزاده عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود را پذیرفتند. رئیسجمهور از سعودیها به دلیل «موضع قاطعی که دولت شما در مورد قیمت نفت گرفت» تشکر کرد. در آخرین جلسه وزیران نفت اوپک در بالی، شیخ یمانی به جای موافقت با افزایش مجدد قیمت، جلسه را ترک کرده بود. بقیه اعضای اوپک موافقت کردند که قیمت نفت را برای شش ماه دیگر تا جلسه بعدی در دوحه، قطر، در دسامبر ثابت نگه دارند. این حرکت نمایشی یمانی باعث شد رئیسجمهوری که در حال تلاش برای بازگرداندن اعتماد اقتصادی در دوران دشوار انتخابات ریاستجمهوری بود، سپاسگزار شود. فورد میدانست که سعودیها انتظار دریافت چیزی در عوض دارند:
ج ف: همانطور که مطمئنم میدانید، ما تمام تلاش خود را میکنیم تا در رسیدن به یک توافق سیاسی در لبنان مفید باشیم و میخواهیم هرچه سریعتر به یک توافق در کل خاورمیانه دست یابیم.
شاهزاده عبدالله: مشکل ما این است که شایعاتی پخش میشود که ما در توطئهای با یکدیگر همکاری داریم. همانطور که میدانید، این شایعات توسط دشمنان مشترک ما – کمونیستها – پخش میشود.
شاهزاده به صریحترین شکل به رئیسجمهور یادآوری کرد که دولت او با ایستادگی در برابر بقیه اعضای اوپک در مورد قیمتهای بالای نفت، ریسک بزرگی کرده است. سعودیها امیدوار بودند و انتظار داشتند که آمریکا تضمینهای دوستی و حمایت خود را ارائه دهد. عبدالله خواستار کمک بیشتر آمریکا به انور سادات مصر شد و فهرستی از شکایات خود را در مورد معمر قذافی لیبی، حضور پایگاههای شوروی در سومالی و پادشاه غیرقابل پیشبینی حسین اردن ارائه داد. رئیسجمهور نیز با خوشحالی موافقت کرد: «بگذارید به شما اطمینان دهم که پس از انتخابات، مطابق با اهداف و اصول شما عمل خواهیم کرد.»
شاه از این مانور دلبری سعودیها بیاطلاع نبود. او از اسدالله علم پرسید: «آنها چه کار میکنند؟ یا بسیار سادهلوح هستند یا اینکه طرح پیچیدهای برای خود دارند که هنوز متوجه آن نشدهایم.» هر دو مرد در مورد افول ستاره کیسینجر شک داشتند. علم در خاطراتش نوشت: «در مورد میزان اتکای ما به حسن نیت کیسینجر برای ثابت نگه داشتن قیمت نفت تردید دارم.» شاه نیز اعتراف کرد که او نیز مطمئن نیست. انگیزههای سعودیها برای او مبهم بود – ثابت نگه داشتن یا کاهش قیمت نفت درآمد آنها را کاهش میداد. شاه با خود اندیشید: «آن آمریکاییهای خونخوار. آنها فکر میکنند میتوانند با دستکاری سعودیها و اتکا به ذخایر عظیم نفت آنها، به خواستههای خود برسند.»
در واشینگتن، کیسینجر درک کرد که روابط آمریکا و ایران به نقطهای خطرناک و بحرانی رسیده است. گزارشهای اطلاعاتی و تحلیلهای اقتصادی آسیبزننده به شاه، به روزنامه واشینگتن پست درز پیدا کرده بود؛ ستوننویس افشاگر این روزنامه، جک اندرسون، با شادی این گزارشها را عیناً منتشر میکرد. ردپای بیل سیمون در همهجا دیده میشد. در یک مورد، اندرسون سه هفته قبل از موعد، بخشهایی از گزارش وزارت خزانهداری که انتقاد تندی به شاه داشت را عیناً منتشر کرد. تصمیم فورد برای کنار گذاشتن نلسون راکفلر از تیم انتخاباتیاش، انزوا روزافزون شاه در پایتخت را تشدید کرد. شاید حتی مخربتر برای موقعیت شاه، دشمن قدرتمندی بود که با دونالد رامسفلد، وزیر دفاع جدید فورد، پیدا کرده بود. رامسفلد، مانند سلف خود، جیمز شلزینگر، شکهای جدی درباره میزان تعهد آمریکا در ایران داشت.
در ۱۹ ژانویه ۱۹۷۶، رامسفلد در یک سالن غذاخوری خصوصی در پنتاگون با ارتشبد حسن طوفانیان، مسئول اصلی خرید تسلیحات ایران، دیدار کرد. طوفانیان –که بعداً مشخص شد ادعایش درست بوده – متهم کرد که پنتاگون عمداً هزینه تسلیحات آمریکایی را افزایش میدهد تا هزینههای واردات نفت از ایران را جبران کند. صداها بلند شد، توهینهایی رد و بدل شد و رامسفلد کنترل خود را از دست داد. او فساد ایرانیان را مقصر افزایش هزینهها دانست و هشدار داد: «سعی نکنید از من بگذرید. به یاد داشته باشید، کیسینجر و من باید همه صادرات را تأیید کنیم.» روابط دفاعی آمریکا و ایران در بقیه سال توسط یکی از منابع ارشد پنتاگون «خام، بسیار خام، بیش از آنکه کسی جرات نشان دادن داشته باشد» توصیف شد. رامسفلد از آن زمان به بعد به بیل سیمون و گروه رو به رشد مقامات ارشد دولت پیوست که به انگیزههای شاه مشکوک بودند و میخواستند طرحهای استراتژیک، مالی و نظامی او تحت کنترل درآید.
برای تشدید اوضاع، در ۳۱ ژوئیه ۱۹۷۶، کمیته روابط خارجی سنا گزارشی صریح منتشر کرد که هشدار میداد فروش بدون محدودیت سلاح به ایران خطرناک است و اعتبار کیسینجر را به عنوان استراتژیست زیر سؤال برد: «شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد رئیسجمهور و وزیر خارجه پیامدهای گسترده سیاست خارجی رابطه نظامی آمریکا و ایران را درک کردهاند.»
در ۳ اوت ۱۹۷۶، وزیر خارجه با رئیسجمهور درباره آنچه آشکارا معتقد بود تلاش اعضای کابینه برای بیاعتبار کردن و بیثبات کردن شاه ایران است، روبرو شد. لحن کیسینجر آکنده از ناامیدی و نگرانی بود:
کیسینجر: «میدانید که فردا به ایران میرم. زمان بدتری نمیتوانست باشد. خزانهداری و وزارت دفاع دارند شاه را هدف قرار میدهند. سیمون دارد میگوید شاه خطرناک است و نباید سلاحهای پیشرفته داشته باشد. و [معاون وزیر دفاع، رابرت] الزورث و وزارت دفاع شدیداً ضد ایرانی هستند.»
فورد: «شاه دوست خوبی است. او با [تحریم نفتی] ۱۹۷۳ همراهی نکرد. ما اجازه نمیدهیم روزنامهها ما را تحت فشار بگذارند.»
کیسینجر: «تا نوامبر نمیتوانید کاری کنید، اما خزانهداری و وزارت دفاع در حال اجرای یک کمپین خشن هستند.»
فورد: «من با دون [رامسفلد] صحبت خواهم کرد، چون فکر میکنم ایران برای ما بسیار مهم است.»
کیسینجر: «ما داریم با آتش بازی میکنیم. ترکیه را از دست دادیم و حالا ایران را هم داریم از دست میدهیم. در هر حال، اوضاع در ایران سخت خواهد بود. اما اگر شاه را برکنار کنیم، با یک رژیم رادیکال روبرو خواهیم شد.»
کیسینجر به کاخ شاه در کنار دریای خزر پرواز کرد و علناً تعهد آمریکا به رژیم پهلوی را اعلام نمود. در کنفرانس مطبوعاتی مشترک، شاه پرسید که آیا آمریکا میتواند از دست دادن ایران به عنوان شریک استراتژیک را «تحمل» کند؟ کیسینجر بلافاصله اعلام کرد که دولت فورد خرید ۱۰ میلیارد دلار سلاح جدید برای ایران را در چارچوب یک توافق تجاری پنجساله و ۵۰ میلیارد دلاری تأیید خواهد کرد. حتی زمانی که وزیران خزانهداری و دفاع فورد نسبت به ایران احتیاط میکردند، وزیر خارجه با اقداماتی که تعهد آمریکا به شاه و رژیم روزبهروز شکنندهتر او را عمیقتر میکرد، با آنها مخالفت میکرد. کیسینجر در ۱۳ اوت به دفتر بیضی بازگشت و از منتقدان شاه انتقاد کرد. وزیر خارجه دوباره خواستار بازسازی وزارتخانههای خزانهداری و دفاع توسط رئیسجمهور شد:
کیسینجر: «فکر نمیکنم ما متوجه باشیم که سیاستهای داخلیمان چه تأثیراتی بر این مردم دارد. گزارش همفری [سنا] فاجعه بود. هیچ دوست بهتری از شاه نداریم. او کاملاً حمایتگر است.»
فورد: «همفری [سناتور هابرت همفری] چه میکند؟»
کیسینجر: «حالا احساس بدی دارد. اما او دستیار سابق الزورث را دارد که آن مطالعه را انجام داده و باب [الزورث] ضد ایرانی است. سپس یهودیان میخواهند فروش سلاح به خاورمیانه را متوقف کنند و در کنگره موجی ضد فروش سلاح وجود دارد.»
نگرانی کیسینجر احتمالاً تا حدی ناشی از اطلاعاتی بود که او درباره رویدادهای نگرانکننده داخل ایران در سال ۱۹۷۶ داشت؛ جایی که جشنهای پنجاهمین سالگرد دودمان پهلوی با بیمیلی گسترده مواجه شد. از اوایل دهه ۱۹۷۰، دانشگاههای ایران تقریباً همواره در حالت ناآرامی بودند، در حالی که تروریستهای شهری، مقامات دولتی و پرسنل و تأسیسات آمریکایی را به طور روز افزون و نگران کننده هدف قرار میدادند.
از اکتبر ۱۹۷۴، تحلیل محرمانه سیا نتیجه گرفته بود که «برنامه توسعه داخلی جاهطلبانه شاه و افزایش تسلیحات، مشکلات اقتصادی داخلی ایجاد کرده است. هزینههای کلان (همچنین ورود سرمایه عظیم) باعث افزایش شدید قیمتها شده است.» این گزارش به افزایش بیکاری شهری اشاره کرد، زیرا کارگران غیرماهر روستایی برای یافتن کار به شهرها سرازیر میشدند. مازاد تولید نفت ایران، همراه با اقتصاد داخلی داغ آن، به رکود شدیدی در سالهای ۱۹۷۵-۱۹۷۶ دامن زده بود. در فوریه ۱۹۷۶، شاه از کیسینجر پرسیده بود که آیا دولت فورد بر شرکتهای نفتی آمریکا فشار خواهد آورد «تا خرید نفت خام سنگین ایران را افزایش دهند.» او تهدید کرد که اگر کمک نشود، «سیاست خارجی خود را بازنگری خواهد کرد.» هنری کیسینجر همواره ادعا کرده است که خرید سلاحهای آمریکایی توسط شاه به اقتصاد ایران آسیب نرسانده است. اما زمانی که به فورد توصیه کرد درخواست شاه برای کمک را تأیید نکند، نشان داد که پیوند میان این مسائل را درک میکند: «بهطور اتفاقی متذکر میشویم که تصمیم شاه برای کاهش سرعت برنامه توسعه دفاعی خود میتواند جنبه مثبت داشته باشد و به نیروی انسانی و زیرساختهای تحت فشار ایران اجازه دهد تا با خرید تجهیزات همگام شوند.»
در طول سال ۱۹۷۶، تعداد مقامات واشینگتن که به انگیزههای شاه شک داشتند، هم در جناح چپ و هم راست، رو به افزایش بود. نشست بعدی اوپک برای اواسط دسامبر در دوحه قطر برنامهریزی شده بود. هم تولیدکنندگان نفت و هم مصرفکنندگان آن را به عنوان یک رویارویی بین شاهینهای قیمت به رهبری ایران و میانهروهای سعودی میدیدند. رئیسجمهور تصمیم گرفت سرنوشت خود را با سعودیها پیوند بزند. در روز جمعه، ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۶، فورد با هیأت دوم سعودی دیدار کرد. او توضیح داد که اقتصادهای غربی به تدریج از رکود خارج میشوند «اما هرگونه افزایش [قیمت نفت] در دسامبر یا برای سال ۱۹۷۷ بسیار آسیبزننده خواهد بود، نه تنها برای ایالات متحده، بلکه حتی بیشتر برای همکاران صنعتی ما که در وضعیت بسیار شکنندهتری قرار دارند… فشار دادن اقتصاد جهانی به سمت رکود سال گذشته فاجعهآمیز خواهد بود.»
JULY-SEPTEMBER 1976: “RUMORS ARE SPREADING THAT WE ARE IN COLLUSION”
In the year since the Shah’s fateful visit to Washington much had changed in US relations with Iran. A battle royal had broken out within the administration over the Shah’s perceived disloyalty. Of more immediate concern was the Shah’s stated intention of seeking a 20-25% jump in oil prices for 1977. A fragile economic recovery had taken hold in the United States in 1976 and Gerald Ford’s economic advisers, especially Alan Greenspan, the Chairman of the Council of Economic Advisers, beseeched the President to draw a line in the sand. They calculated that another substantial OPEC oil price increase would reduce America’s GNP and lead to higher job losses and a renewed bout of inflation.50 A price jump of the magnitude envisioned by the Shah could bankrupt Great Britain, France, and Italy, collapse fledgling democracies in Spain and Portugal, and trigger a banking crisis at home. The world economy simply could not absorb another big oil price increase at this time.
Bill Simon sensed the tide was turning in his direction; finally, after two years, Saudi Arabia was coming in from the cold.51 The timing couldn’t come fast enough for the Saudis. The death of King Faysal in 1975 had brought to power a generation of men determined to use Saudi oil power as strategic leverage in improving relations with the US. They were determined to do everything they could to win the confidence of American policymakers and diplomats. And they genuinely feared the Shah of Iran’s intentions towards them. The only way to restrain Iran’s military buildup was to reduce the Shah’s ability to spend money freely. However, another factor may have come into play. Someone had tipped off the Saudis about the Kissinger-Shah plan for Iran to occupy Saudi Arabia and seize its oil assets in the event of political unrest in the Kingdom. Shaykh Yamani reportedly confronted US Ambassador to Saudi Arabia James Akins with the explosive allegations. Yamani began by describing the Shah as “highly unstable mentally.” He accused Washington of deliberately building up the Iranian military with the goal of taking over “the Arabian littoral …
But if Iran should succeed in occupying part of the Arabian coast, it would find only smoking ruins, and the Western oil consumers would face catastrophe.” Akins, who knew nothing of the Shah’s conversations with Ford and Kissinger, assured Yamani not to worry; the whole idea was “sheer madness.”52 Yamani also reportedly told Akins that “if the shah departs,
we could have a violent, anti-American regime on our hands in Tehran.”53
At 10:30 AM on Friday, July 9, 1976, Ford and Kissinger received a senior delegation of Saudi officials led by Prince ‘Abdullah bin ‘Abd al-‘Aziz Al Saud. The President expressed his thanks to the Saudis for “the strong position that your government took on oil prices.” At the most recent meeting of OPEC oil ministers in Bali, Shaykh Yamani had stalked out rather than accede to another price increase. The rest of OPEC agreed to freeze oil prices for a further six months until the next meeting in Doha, Qatar, in December. Yamani’s dramatic gesture earned the gratitude of a President struggling to restore economic confidence during a rough presidential campaign season. Ford understood that the Saudis expected something in return:
GF: As I am sure you know, we are doing our utmost to be helpful to the political settlement in Lebanon and we want to move as rapidly as possible to a settlement in the Middle East as a whole.
Prince Abdullah: The dilemma we are in is that rumors are spreading that we are in collusion. As you are aware, these rumors are spread by enemies of us both – the Communists.54
The Prince candidly reminded the President that his government had taken an enormous risk in standing up to the rest of OPEC over high oil prices. The Saudis hoped for, and expected, American assurances of friendship and support. ‘Abdullah urged more US assistance to Anwar Sadat of Egypt and presented a laundry list of complaints about Libya’s Colonel Mu’ammar Qadhafi, the presence of Soviet bases in Somalia, and the unpredictable King Husayn of Jordan. The President was more than happy to oblige: “Let me assure you that after the election we will take action in accordance with the aims and principles you have in mind.”55
The Shah was not oblivious to the Saudi charm offensive. “What are they up to?” he asked Asadollah Alam, whose diary recorded the following exchanges. “Either they’re being incredibly naive or else they’ve embarked on a devious scheme of their own which we’ve yet to latch on to.”56 Both men wondered if Kissinger’s star was waning. “Expressed my
doubts as to how much we can rely on Kissinger’s goodwill to fix oil prices,” wrote Alam. “[His Imperial Majesty] admitted he too was unsure.”57 He was puzzled by Saudi motives – freezing or reducing oil prices would cut their income. “Those bloody Americans,” mused the Shah.
“They imagine they can get their own way, by manipulating the Saudis, and relying on their vast oil supplies.”58
In Washington, Kissinger understood that a dangerous tipping point had been reached in US-Iran relations. Intelligence reports and economic analysis damaging to the Shah had been leaked to the Washington Post, whose muckraking columnist, Jack Anderson, gleefully published them verbatim; Bill Simon’s fingerprints were all over it. In one instance, Anderson published – three weeks before hand – verbatim extracts of a Treasury Department report harshly critical of the Shah.59 Ford’s decision to drop Nelson Rockefeller from his campaign ticket reinforced the Shah’s growing isolation in the capital. Perhaps even more damaging to the Shah’s position was the powerful enemy he had made out of Donald Rumsfeld,
President Ford’s new Secretary of Defense. Like his predecessor, James Schlesinger, Rumsfeld had grave doubts about the extent of the US commitment in Iran. On January 19, 1976, Rumsfeld met in a private dining room at the Pentagon with General Hassan Toufanian, Iran’s chief arms procurement officer. Toufanian charged – correctly as it turned out – that
the Pentagon was deliberately inflating the cost of American weapons to balance the costs of importing oil from Iran. Voices were raised, insults were exchanged, and Rumsfeld cut loose. He blamed Iranian corruption for cost overruns and warned, “Don’t try and get around me. Remember, Kissinger and I have to approve all exports.” US-Iranian defense relations throughout the rest of the year were described by one top Pentagon source as “raw, it’s awfully raw, more than anyone dares show.” Rumsfeld had since joined Bill Simon and the growing chorus of senior administration officials who suspected the Shah’s motives and wanted to see his strategic, financial, and military designs brought under control.60
To compound matters, on July 31, 1976, the Senate Foreign Relations Committee issued a blunt report warning of the dangers of unrestricted arms sales to Iran and savaging Kissinger’s credentials as a strategist: “There is little evidence that the President and the secretary-of-state have recognized the far-reaching foreign policy implications of the U.S.-Iranian military relationship.”61
On August 3, 1976, the Secretary of State confronted the President about what he clearly believed was an effort by cabinet officers to discredit and destabilize the Shah of Iran. Kissinger’s tone was one of deep frustration and concern:
HK: As you know, I am going to Iran tomorrow. It couldn’t be a worse time. Treasury and Defense are going after the Shah. Simon is going around saying the Shah is dangerous and shouldn’t have exotic weapons. And [Deputy Secretary of Defense Robert] Ellsworth and Defense are viciously anti-Iranian.
GF: The Shah is a good friend. He didn’t go along with the [1973 oil] embargo. We aren’t going to be stampeded by the newspapers.
HK: You can’t do anything before November, but between Treasury and DOD they are on a vicious campaign.
GF: I will talk to Don [Rumsfeld] because I think Iran is very important to us.
HK: We are playing with fire. We have thrown away Turkey and now Iran. Anyway it will be rough in Iran. But if we get rid of the Shah, we will have a radical regime on our hands.62
Kissinger flew to the Shah’s Caspian palace and publicly stated America’s commitment to the Pahlavi regime. At their joint press conference, the Shah asked if the US could afford to “lose” Iran as a strategic partner.63
Kissinger promptly announced that the Ford Administration would approve an additional $10 billion in new weapons purchases to Iran as part of a massive five year, $50 billion trade deal.64 Even as Gerald Ford’s Treasury and Defense Secretaries counseled caution on Iran, the Secretary of State defied them by taking steps to deepen America’s commitment to the
Shah and his increasingly brittle regime. Kissinger returned to the Oval Office on August 13 and denounced the Shah’s critics.65 The Secretary repeated his earlier call for the President to reorganize the Departments of Treasury and Defense:
HK: In Iran, I don’t think we realize what our domestic politics do to these people. This Humphrey [US Senate] report was a disaster. We have no better friend than the Shah. He is absolutely supportive.
GF: What is [Senator Hubert] Humphrey doing?
HK: He now feels badly. But he has Ellsworth’s former staff assistant who did the study and Bob [Ellsworth] is anti-Iranian. Then the Jews want to stop arms sales to the Middle East and there is an anti-arms sales binge on the Hill.66
Kissinger’s alarm may have been at least partly motivated by what he knew about troubling events inside Iran in 1976, where celebrations marking the 50th anniversary of the Pahlavi dynasty had been greeted with widespread antipathy.67 Since the early 1970s, Iran’s universities had been in an almost constant state of unrest, while urban terrorists targeted high profile official targets and American personnel and installations with alarming frequency.
As early as October 1974, a confidential CIA analysis concluded that “The Shah’s ambitious domestic development program and arms build up are creating domestic economic problems. The large outlays (as well as enormous capital inflow) have caused prices to rise sharply.”68 It noted an increase in urban unemployment as unskilled rural laborers flocked to the cities for work. Iran’s oil production surplus, combined with its overheated domestic economy, had contributed to a sharp recession in 1975-76. In February 1976, the Shah had asked Kissinger if the Ford Administration would place pressure on US oil companies “to increase their purchases of Iranian heavy crude oil.” He threatened to “revise his foreign policy” if help was not forthcoming. Henry Kissinger always has maintained that the Shah’s purchases of US weapons did not hurt Iran’s economy.69 But when he advised President Ford not to approve the Shah’s request for help he demonstrated his understanding of the linkage: “We note, incidentally, that a decision by the Shah to slow the pace of his defense development program would have the positive aspect of permitting Iran’s strained manpower and infrastructure to catch up with equipment procurements.”70
Throughout 1976, the number of officials in Washington who doubted the Shah’s motives was growing on both the left and the right. OPEC’s next meeting was set for mid-December in Doha, Qatar. Both oil producers and oil consumers saw it as a showdown between the price hawks led by Iran and the dovish Saudis. The President decided to throw his lot in with the Saudis. On Friday, September 17, 1976, Ford met with a second Saudi delegation. He explained that Western economies were gradually coming out of recession “but any increase [in the price of oil] this December or for’77 would be extremely damaging, not only for the United States, but even more so for our industrial colleagues who are in a much more fragile situation … It would be disastrous to push the world economy back to the recession of last year.”
