کانتن میلار- ۵ آوریل ۲۰۲۶
در ماههای اخیر، فرزند آخرین شاه ایران، رضا پهلوی، به چهرهای رسانهای و بطور فزاینده ای تأثیرگذار تبدیل شده است. اما پشت سخنان ظاهراً معتدل او، طرفدارانش خط سیاسی رادیکالی را آشکار میکنند؛ با گفتمانهای هویتی و نژادپرستانه آشکار، همراه با ارعاب، تهدید و پیوندهایی با راست افراطی. در فرانسه و در سطح بینالمللی، جریان سلطنتطلب همچنین بر شبکههای نفوذ و حمایتهای بحثبرانگیز تکیه دارد؛ امری که ماهیت واقعی پروژه سیاسی مورد نظر ولیعهد را زیر سؤال میبرد.
در ۱۳ فوریه، رضا پهلوی در مونیخ در تجمعی علیه رژیم ایران سخنرانی کرد. اگرچه بسیاری از رسانهها بر جمعیت پیرامون او تمرکز کردند و حتی از «نمایش قدرت» سخن گفتند، این رویداد همچنین نشانههای زیادی از گرایش سیاسی طرفدارانش ارائه داد. زیرا در حالی که فرزند شاه سابق صرفاً برنامه خود را تکرار میکرد—بازگشت به کشور بهعنوان رهبر یک دولت انتقالی برای برگزاری همهپرسی میان نظام پادشاهی (که خود وارث آن است) یا جمهوری—حامیانش چهرهای کاملاً متفاوت، کمتر محتاط و کمتر وحدتبخش نشان دادند.
شعارهایی مانند «یک میهن، یک پرچم، یک رهبر: شاهزاده رضا پهلوی»—یادآور شعار معروف «یک ملت، یک امپراتوری، یک پیشوا» در آلمان نازی—در این تجمع شنیده شد. برخی نیز کلاههایی با شعار «ایران را دوباره عظیم کنیم» (الهامگرفته از ترامپ) به سر داشتند. همچنین شعار «مرگ بر سه فاسد: آخوندها، چپها، مجاهدین» سر داده شد که همسر رضا پهلوی، یاسمین، پیشتر مطرح کرده بود. در تجمعهایی در پاریس، ژنو و بروکسل نیز شعارهای مشابهی علیه چپ ایرانی و اروپایی شنیده شده است؛ نشانههایی از نزدیکی فزاینده با جریانهای راست افراطی جهانی.
ارتباط با راست افراطی
در فرانسه، انجمن «فم آزادی» (Femme Azadi) که در سال ۲۰۲۲ ایجاد شد، به نوعی همگرایی با راست افراطی فرانسه، بهویژه گروه «نمسیس»، رسیده است. مدیر این گروه، آلیس کوردیه، در کنار فعالان سلطنتطلب در تجمعها دیده شده است. چهرههایی از جریانهای راست افراطی اروپایی نیز در این رویدادها حضور داشتهاند.
انجمن سلطنتطلب «هما» نیز فعال بوده و برخی اعضای آن با رسانههای راست افراطی و حتی رسانههای حامی اسرائیل همکاری داشتهاند. از سال ۲۰۲۲، تجمعهای سلطنتطلب در فرانسه افزایش یافتهاند، اغلب تحت پوشش حمایت از زنان ایرانی؛ اما این تجمعها حمایت گروههایی مانند حزب راست افراطی RN، جنبش Reconquête، Génération identitaire و دیگر گروههای مشابه را نیز جذب کردهاند.
گفتمان هویتی و نژادگرایانه
برخی فعالان این جریان شعارهایی مانند «ما آریایی هستیم و هیچ عربی را نمیپرستیم» را ترویج کردهاند. این گفتمان ایران پیش از اسلام را بهعنوان «عصر طلایی» معرفی میکند و اسلام را دینی بیگانه میداند.
با این حال، رضا پهلوی شخصاً چنین دیدگاههای برتریطلبانهای را بهصورت علنی بیان نکرده و بیشتر از یک دولت سکولار سخن گفته است. با این وجود، برخی نزدیکان سابق او از تغییر جهت ایدئولوژیک وی در سالهای اخیر سخن میگویند.
تغییر در اطرافیان و مشاوران
در دهه اخیر، نسل جدیدی از مشاوران—با گرایشهای راست افراطی—جایگزین روشنفکران پیشین شدهاند. برخی از این افراد دیدگاهی از ایران ارائه میدهند که در آن، برتری قومی «فارسی» برجسته است.
طرحی موسوم به «برنامه اضطراری» که برای دوران پس از سقوط جمهوری اسلامی تدوین شده، نشان میدهد که در این سناریو، قدرتهای اصلی کشور در دوره انتقالی مستقیماً توسط رضا پهلوی منصوب میشوند، بدون زمانبندی مشخص برای پایان این دوره. برخی جامعهشناسان این طرح را غیر دموکراتیک توصیف کردهاند.
مسئله اقلیتها و همهپرسی
در این برنامه، اشارهای به اقلیتهای قومی (کرد، عرب، بلوچ، آذری و…) نشده، با اینکه آنها بیش از نیمی از جمعیت ایران را تشکیل میدهند. همچنین تأکید بر «هویت تاریخی ایران» بدون تعریف دقیق آن، نگرانیهایی درباره رویکردی انحصارگرایانه ایجاد کرده است.
همهپرسی پیشنهادی میان جمهوری و پادشاهی نیز ممکن است در شرایط بیثباتی، به انتخابی غیرواقعی منجر شود—مشابه همهپرسی سال ۱۳۵۸.
سیاست خارجی و روابط با اسرائیل
این برنامه بر برقراری سریع روابط با اسرائیل و تقویت همکاریهای استراتژیک تأکید دارد. این موضوع نیز بهعنوان یکی از اولویتهای بحثبرانگیز مطرح شده است.
شبکههای نفوذ و تأمین مالی
در فرانسه و آمریکا، نشانههایی از حمایت مالی و رسانهای از سوی لابیهای حامی اسرائیل و عربستان سعودی دیده میشود. برخی منابع از سرمایهگذاریهای قابل توجه در رسانهها و کمپینهای تبلیغاتی مرتبط با رضا پهلوی خبر دادهاند.
ارعاب و فشار بر مخالفان
گزارشهایی از تهدید، آزار آنلاین و ایجاد «لیست» از مخالفان در میان فعالان این جریان منتشر شده است. برخی افراد در فرانسه و خارج از کشور اعلام کردهاند که به دلیل انتقاد از این جریان، هدف حملات سازمانیافته قرار گرفتهاند.
جمعبندی
در مجموع، این متن تصویری از یک جنبش سلطنتطلب ارائه میدهد که در کنار شعارهای دموکراتیک، با گفتمانهای هویتی تند، ارتباط با جریانهای راست افراطی، شبکههای نفوذ بینالمللی و روشهای فشار بر مخالفان همراه شده است. این وضعیت پرسشهایی جدی درباره ماهیت واقعی پروژه سیاسی رضا پهلوی و اطرافیانش مطرح میکند.
