خانهدیدگاه هارضا م. : سرانجام خودکامگان

رضا م. : سرانجام خودکامگان

بر تخت نشست و گمان برد که کشور میراث خون خویش است نه امانت مردم ،
نان را به سفره ی نزدیکان سپرد و گرسنگی را به کوچه های شهر .
خویشانش خزانه را قسمت کردند و کودکان سهم خود را در صف نان جستند .
هر که آینه ی حقیقت بود ، شکست ،
هر که مداح بود بر صدر نشست .
سالها در کاخی بی پنجره زیست ، نه صدای آه را شنید ، نه رنگ رنج را دید .
پنداشت که دیوارهای زرین ، او را از تقدیر پنهان می کنند ، اما تاریخ راه خویش را می یابد .
سر انجام نه به دست مردمان خاموش که به دست هم پیمانی از همان جنس قدرت فرو افتاد .
آنان که دیروز بر سفره اش نشسته بودند امروز بر میراثش چانه زدند ، و از او نماند جز نامی در حاشیه کتابها که نوشتند :
آن که مردم را فراموش کرد ، خود نیز به فراموشی سپرده شد . اما این پایان داستان نیست
خاک وطن اگر چه زخم بردارد ، بذر آگاهی را در سینه پنهان میکند ، نسلی که رنج دیروز را دیده باشد میتواند چراغ فردا را روشن تر نگاه دارد .
اگرمردم قدرت را امانت بدانند نه غنیمت و قانون را بالاتر از نام ها ‌خاندان ها بنشانند دیگر هیچ تختی بر شانه های فقر استوار نخواهد شد .
باید به به کودکان آموخت که عدالت از نان و آزادی جدا نیست .
تاریخ اگر چه پر از تکرار خطاست اما انسان برای آموختن آمده .
ز خاکستر ظلم اگر درس خیزد ، دگر آتش استبداد برنخیزد .
رضا م

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید