خانه-اخبار روزوحشت واشنگتن از فروپاشی ناتو و پیوند راهبردی ایران و روسیه

وحشت واشنگتن از فروپاشی ناتو و پیوند راهبردی ایران و روسیه

سفر ناگهانی و اعلام‌نشده «جان رتکلیف»، رئیس سازمان جاسوسی آمریکا (CIA) به مسکو، پرده از هراس عمیق و انفعال راهبردی هیئت حاکمه جدید کاخ سفید برداشت. ارزیابی رسانه‌های غربی نشان می‌دهد این مأموریت مخفیانه با هدف هشدار به کرملین درباره احتمال فروپاشی نظام امنیتی ناتو و تلاش برای گسستن پیوندهای راهبردی ایران و روسیه انجام شده است؛ حقیقتی که دونالد ترامپ با تکذیب‌های سراسیمه و «نیمه‌روال» خواندن این سفر، به شدت در پی پنهان‌کاری و بایکوت خبری آن است تا ساختار شکننده شعارهای انتخاباتی‌اش فرو نریزد.

در حالی که تنش‌های ژئوپلیتیکی در جبهه‌های مختلف بین‌المللی به اوج خود رسیده است، سفر ناگهانی و اعلام‌نشده «جان رتکلیف»، رئیس سازمان جاسوسی سی‌آی‌ای (CIA) به مسکو، بار دیگر پرده از تناقضات درونی و وحشت حاکم بر اتاق‌های فکر هیئت حاکمه جدید آمریکا برداشت. این سفر که در فضای بایکوت خبری اولیه صورت گرفت، بلافاصله به صدر اخبار رسانه‌های جریان اصلی غرب تبدیل شد و گمانه‌زنی‌های فراوانی را درباره اهداف واقعی کاخ سفید برانگیخت.

تحلیل‌گران مستقل و رسانه‌های غربی، این تحرک دیپلماتیک-اطلاعاتی را فراتر از یک دیدار دوجانبه عادی ارزیابی کرده و آن را در قالب هشدارهای اضطراری واشنگتن به کرملین توصیف می‌کنند. بر اساس گزارش‌های درز یافته، یکی از محورهای اصلی این مأموریت، هراس شدید آمریکا و متحدان غربی‌اش از فروپاشی نظام امنیتی ناتو است؛ ارزیابی‌های اطلاعاتی غرب نشان می‌دهد که واشنگتن به شدت نگران اقدام احتمالی روسیه برای آزمودن میزان همبستگی و عزم دفاعی ناتو از طریق حملات سایبری ترکیبی یا تحرکات نظامی محدود در حوزه دریای بالتیک است.

از سوی دیگر، این سفر درست هم‌زمان با تشدید جنگ اقتصادی ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که رئیس سی‌آی‌ای در مسکو تلاش کرده تا با ابزار فشار و چانه‌زنی، روسیه را به قطع همکاری‌های راهبردی و فناوری‌های دفاعی با تهران (به‌ویژه در حوزه‌های تسلیحاتی و پهپادی) متقاعد کند؛ امری که نشان‌دهنده هراس عمیق جبهه استکبار از تقویت محور مقاومت و همگرایی قدرت‌های مستقل شرقی است.

با این حال، واکنش دونالد ترامپ به این رویداد، ابعاد پیچیده‌تری از بحران تصمیم‌گیری در واشنگتن را عیان کرد. رئیس‌جمهور آمریکا در مصاحبه‌ای رسانه‌ای، با رد هرگونه ارتباط این سفر به موضوع ناتو و ایران، این مأموریت حساس را یک سفر «نیمه‌روال» و عادی جلوه داد و مدعی شد که تمرکز اصلی واشنگتن صرفاً بر پایان دادن به جنگ اوکراین است.

این رفتار متناقض ترامپ و تکذیب سراسیمه ابعاد امنیتی سفر، از چند منظر قابل تبیین است:نخست؛ ترامپ که با شعار پایان دادن به جنگ‌های فرسایشی روی کار آمده، به شدت نیازمند یک دستاورد نمایشی در پرونده اوکراین است. او تلاش می‌کند با کوچک‌نمایی بحران‌های دیگر، فضا را برای یک معامله سیاسی با پوتین آماده نگه دارد، چرا که پذیرش رسمی تهدیدات ناتو و ایران در این مقطع، بساط دیپلماسی ادعایی او را برهم می‌زند.

دوم؛ مواضع سنتی ترامپ در قبال ناتو و باج‌خواهی او از کشورهای اروپایی همواره بر این فرض استوار بوده که آمریکا نباید هزینه امنیت دیگران را بپردازد؛ لذا اعتراف به اینکه او رئیس سی‌آی‌ای را برای سپربلا شدن خلاءهای امنیتی اروپا به مسکو فرستاده، با پرستیژ سیاسی و شعارهای انتخاباتی او مغایرت دارد.

سوم؛ این تکذیب نشان‌دهنده رویکرد پنهان‌کارانه و فریبکارانه دیپلماسی آمریکایی است که تلاش می‌کند پشت درهای بسته به امتیازگیری و تهدید بپردازد، اما در علن، خود را پیام‌آور صلح معرفی کند.

در نهایت، سفر رتکلیف به مسکو و تقلا برای گسستن پیوندهای راهبردی در جبهه شرق، نشان می‌دهد که هیئت حاکمه آمریکا فراتر از لفاظی‌های رسانه‌ای، در موضع ضعف و انفعال قرار گرفته و برای مدیریت بحران‌های خودساخته، به کانال‌های پنهان اطلاعاتی متوسل شده است؛ تلاشی که با توجه به بیداری ملت‌ها و تغییر موازنه قدرت در سطح بین‌المللی، فرجامی جز شکست برای استراتژی‌های مداخله‌جویانه کاخ سفید نخواهد داشت.

پارادوکس اقتدارگرایی ادعایی ترامپ
رفتار اخیر دونالد ترامپ در قبال سفر رئیس سی‌آی‌ای به مسکو، بار دیگر ماهیت «دیپلماسی فریب» واشنگتن را عیان کرد. ترامپ که در باغ‌سبز شعارهایش خود را پایان‌دهنده جنگ‌ها و مقتدرترین رهبر جهان معرفی می‌کرد، اکنون در نخستین گام‌های عملی، برای مهار قدرت‌های نوظهور شرق و حفظ آبروی ائتلاف شکننده ناتو، ناچار به فرستادن پنهانی عالی‌ترین مقام اطلاعاتی خود به کاخ کرملین شده است.

تکذیب سراسیمه ارتباط این سفر با ایران و ناتو، نه از روی موضع قدرت، بلکه ناشی از ترس واشنگتن از افشای واقعیت‌های میدانی است؛ چرا که اعتراف به قدرت بازدارندگی ایران و آسیب‌پذیری ناتو، هژمونی ادعایی آمریکا را در هم می‌شکند. این تناقض آشکار ثابت می‌کند که استکبار جهانی در برابر موازنه جدید قدرت، گزینه‌ای جز پنهان‌کاری پشت درهای بسته مذاکرات اطلاعاتی ندارد.

اخبار مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید